تبلیغات
نسل جوان
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
پخش زنده حرم ها
پخش زنده حرم
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

اگر به سمپاشی های بدخواهان و وسوسه های وابسته و پیوسته به امریکا و دیگران گوش فرا دهید و خدای نخواسته در صفوف فشرده شما تفرقه پیدا شود ، تمام زحمات طاقت فرسایتان و خون های پاک شهیدانتان به هدر می رود.
امام خامنه ای
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها

«وقتی تو راهی سفری بودی

یك لحظه ، وای تنها یك لحظه

سر روی شانه های هم آوردیم

با هم گریستیم

تنها نگاه بود و تبسم میان ما

ما پاك زیستیم»

وداع

هرگاه راجع به مقاومت و پایداری سخن گفته می شود، یادآوری روزهای آتش خونی است كه با اقتدا به رادمردانی كه یك تنه هزار مرد شدند و برای حفظ نهال نوپای اسلام قدم به میادین پیكار در غرب و جنوب كشور اسلامی مان گذاشتند كه صلابت و استواری آنان همواره جان و روان دشمنان اسلام را به لرزه می افكند. آنان حفظ اسلام و میهنشان را به جان خریدند و راهی سفری آسمانی شدند، سفری كه لبریز از اراده ، همت و معنویت بود. كشوری امروز ما در آن زندگی می كنیم ، روزگاری شاهد تجاوزگری حاكم دست نشانده سرزمینی بود كه از سوی استكبار جهانی و ایادی اش حمایت می شد و گمان می كرد می تواند یك شبه هویت بازیافته اسلامی كشورمان كه به رهبری امام خمینی (ره) به ثمر رسید، را به تاراج برد. اما این آرزوی شوم و نامیمون هیچ گاه تعبیر نشد و هرگز هم تعبیر نخواهد شد. انقلاب اسلامی ایران همواره خار چشم دشمنان اسلام بوده است ، به همین دلیل برای ریشه کن کردن آن از هیچ توطئه ای دریغ نکردند. ماههای پس از انقلاب اسلامی، ایران شاهد توطئه ای از جانب همین قدرت طلبان بود. مردان غیور مسلمان برای مبارزه با دشمنان اسلام راهی میادین پیکار شدند و یکه تنها در مقابل جهانی ایستادگی کردند و درس مقاومت و ایثار خود را سهمی برای ملتهای مظلوم و ستمدیده گذاشتند. کوهستانهای سر به فلک کشیده غرب و دشتهای تفتیده جنوب هم هنوز نشان از رادمردانی دارد که حسین وار صحنه های نبرد را با نام الله گل فشانی کردند. اکنون با گذشت 24 سال از پایان جنگ تحمیلی عراق هنوز هم میادین میادین جنگ نام این رادمردان را فریاد می زند داغ شقایقهایی دارد که با ایثار جان خود وطن اسلامی خود را از تمامی توطئه ها و خیانتها زدودند.

 ورود به کردستان ، صبح

ای سرکشیده از صدف سالهای پیش ، روزهای نبرد تو مانند آفتاب بودی: بخشنده، پاک، گرم و من مانند مرغ صبح مطیع و فرمانبردار تو بودم...

اینجا سرزمینی است زیبا، با کوهستانهای صعب العبور که قدم به قدم آن داغ لاله هایی دارد که مظلومانه به شهادت رسیدند. جایی که روزگاری گذرگاه منافقین کوردل و بیگانگان بود. جایی که از درد تجزیه طلبی می نالید. جایی که از جراحت زخمهای ضد انقلاب و منافقین رنج می برد. دردی که شیطان بزرگ، آمریکا و ایادی اش انگلیس؛ با سیاست کثیف تفرقه بینداز و حکومت کن، سازنده اش بودند.... تا اینکه گمشده ای جاوید نشان همراه دسته ای از عاشقان وارد این سرزمین شدند و با درمان درد تجزیه طلبی، شیاطین جهانی را بار دیگر ناکام گذاشتند و فتح این مکان مقدس را در تاریخ رقم زدند. خطه ای که در آم قدم می گذاریم نام خود را مدیون آن دریادلانی میی داند که با فرماندهی مقتدرانه اش هنوز هم دل و جان دشمنان اسلام را می لرزاند....

درخت

شهر مریوان...عصر

بوی شقایقهای گمنام را از همین جا می توان استنشاق کرد.... اینجا مکانی است که انه بالواد المقدس طوی... اینجا همان جایی است که شهدای زیادی را برای حفظ خود نثار کرد، زیرا هر بار نامی از اینجا برده می شود ، یادآور روزهای تلخ و شیرین نبرد نابرابر با دشمنان است. تلخ است زیرا یادآور روزهای آتش خون و پرپر شدن لاله هایی است که تا آن زمان در کنار هم بودند ، همسنگر هم بودند.... شیرین است زیرا پیروزیهایی را در تاریخ ثبت کرد و ناکامی اهریمنان دیو صفت را برای خودشان پیشکش کرد.

شبهای آرام و خاموش مریوان یادآور روزهایی است که عاشقان تنهای تنها به نبردی نابرابر تن در داده بودند. سکوت دلگیری تمام شهر را فراگرفته است. چه کسی می تواند این قدر خالصانه در برابر دشمن بایستد و پیروزمندانه دشمنان را سرکوب کند؟؟؟ تنها اراده عاشقان بود و امداد پروردگارشان...

اینجا سرزمینی است که دسته ای از عاشقان مظلومانه سفر آسمانی خود را به پیشگاه معبود ازلی آغاز کردند و شدند شهدای همیشه زنده تاریخ....ای کاش من هم در جمع آنها بودم و به شهادت می رسیدم...عاشقان را عشق فرمان می دهد. آنان پرواز کردند و به دیدار معبودشان لبیک گفتند اما میادین پیکار دلاوری های آنان را فراموش نمی کند...

شهادت مرگ در راه ارزشهاست و شهید چشمه آتشی است که در خرم می سوزد... شهادت زیباترین غزل است که از لبهای سرخ شهادت می تراود...شهید زیباترین زخم بر پیکر هستی است....اینجا نام تک تک لاله هایش را با برئت از ظالمین فریاد می زند. دریاچه ساکت و متلاطم زریوار هیچگاه زخمهای کهنه ای که به خاطر جان فشانی ها در خود نگه داشته را درمان نمی کند تا پایداری و ایثار در تاریخ باقی بماند...

زریوار

شهر دزلی ، صبح

این سرزمین آرام هست و تنها... تنهایی را از درخت تنهایی که در مکانی طلاگون کنار جاده بود ، فهمیدم. اینجا همان جایی است که با تحمل شرایطی دشوار و پرپر شدن تنی چند از عاشقان در زمستانهای سرد و طاقت فرسای ، از چنگال دشمنان اسلام رها شد با وجود تمامی تحریمها و کارشکنی ها!! از داخل و خارج. به راستی چه کسی می تواند از اطاعت رهبر دینی خود سرپیچی کند و بین مردم بزرگوار باقی بماند؟؟

هنگامی که گامی در کوهستانهای مرتفع اینجا برداشته می شود گویی این ارتفاعات لب سخن می گشاید و روزهای نبرد را به تصویر می کشد. روزهایی که اراده قوی و امداد الهی رمزش بود و به خواست او به ثمر رسید. آنان مانند شهاب از پیچ و تاب گردنه ها عبور می کردند. نور غریب ماه، آرام و سبکبال به خلوت آغوش دره ها تن رها می کرد. در هر دو سوی راه ، غوغای شاخه ها و گریز درختها بود گاهی دو چشم خونین از لابه لای درختان مهبوت و مسحور می درخشید. گاهی صدای وای کسی از فراز کوه شنیده می شد که... گوارا باد برشما حیات ابدی...

دزلی

براساس صحبتهای راوی درباره حلبچه ، ارتفاعات دزلی

سخن از فاجعه غیر انسانی حلبچه بود که ار ارتفاعات این شهر نمایان بود...به راستی آنان که دم از حقوق بشر می زنند با در اختیار قراردادن سلاحهای شیمیایی به دیکتاتور ملعون عراق ، چنین فاجعه ای را آفریدند؟؟؟ آیا معنای حقوق بشر آمریکایی همین نیست؟؟؟ آیا این همان دموکراسی آمریکایی نیست که در مجامع بین المللی هموار از آن سخن می گویند؟؟ یعنی صدام به ملت خودش هم رحم نکرده!!!.... سکوت و آرامش اینجا گواه فجایع انسانی است که مدافعان حقوق بشر مسبب آن بودند... با وجود تمامی تحریمها و کارشکنی ها باز هم دشمنان اسلام ناکام ماندند و این سخن پایدار و جهانی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ؛ امام خمینی به جاست: امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.

عکس

وداع

اکنون با آن روزها وداع می کنیم و با شقایقهای گلگون میثاق می بندیم که مثل برج و بارو در برابر گردباد حوادث بایستیم و همچون سربازی مقتدر با دشمنان مقابله کنیم و با عزت زندگی کنیم... و اما برای آنان که حماسه آفریدند و تا یای جان ایستادگی کردند و هرگز متزلزل نشدند ، اکنون نوبت ماست که قدرشناس باشیم و بدانیم که اگر اینها نبودند امنیت و آرامش فعلی را نداشتیم و باید راهشان را ادامه دهیم...

ما شکرگزار مردانی هستیم که بی محابا سر در طبق اخلاص گذاشتند و از هستی خود گذشتند تا دیار اسلامی ما رنگ اسارت به خود نگیرد.



پایگاه اینترنتی «وال استریت جورنال» 28 آگوست 2013 (6 شهریور) در مقاله‌ای به بحران سوریه و سیاست‌های غرب در قبال آن پرداخت و نوشت: مقامات آمریکایی به‌طور خصوصی اعلام کرده‌اند که اطلاعات محرمانه از جمله تصاویر ماهواره‌ای و شنود ارتباطات تمام تردیدها را از بین برده و آن‌ها را مطمئن ساخته که رژیم سوریه از تسلیحات شیمیایی علیه مردم خود استفاده کرده است. مقامات نظامی فرانسه، انگلستان و آمریکا روز سه‌شنبه در مورد هماهنگی واکنش به این حملات گفت‌وگو کردند. موضع‌گیری کنونی آمریکا که در اظهارات جدی روز سه‌شنبه جو بایدن، معاون باراک اوباما مشهود بود، نشان‌دهنده تغییر لحن نسبت به هفته گذشته است.

در ادامه مقاله آمده است: «سوزان رایس» مشاور امنیت ملی کاخ سفید گفت: «سامانتا پاور» سفیر سازمان ملل و سایر مقامات ارشد در سازمان ملل موضع خود را اعلام کردند، زیرا کاربرد تسلیحات شیمیایی قطعی به نظر می‌رسید. آمریکا به‌طور خصوصی از سازمان ملل خواست بازرسان را خارج کند و شرایط برای اعلام واکنش نظامی از سوی باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا فراهم شود. گزارش‌های اطلاعات جدید مشاوران ارشد امنیت ملی اوباما را متقاعد کرد که نیروهای وفادار به اسد از تسلیحات شیمیایی استفاده کرده‌اند و آن‌ها فعالانه تلاش می‌کنند شواهد مربوط به آن را پاکسازی کنند.

در پایان مقاله آمده است: آقای اوباما در مصاحبه با شبکه سی‌ان‌ان روز سه‌شنبه از خطرات مداخله نظامی در سوریه بدون تأیید شورای امنیت سازمان ملل سخن گفت. شنبه شب نیز دولت آمریکا مسیری متفاوت اتخاذ کرده بود؛ اگر آمریکا تصمیم به حمله نظامی بگیرد، این اقدام را با همکاری متحدان خود و بدون تصویب سازمان ملل صورت خواهد داد تا با وتوی روسیه روبه‌رو نشود. مقامات کنونی و پیشین آمریکایی می‌گویند برای کاخ سفید که تلاش می‌کند تجربه جنگ عراق تکرار نشود، پرهیز از تکیه بر اطلاعاتی که صرفاً به منظور توجیه جنگ ارائه می‌شوند، بسیار است. دولت آمریکا در نظر دارد پیش از حمله نظامی حداقل بخشی از مدارک و شواهد خود را برای اطلاع عمومی منتشر کند که البته هدف آن تنبیه و نه سرنگونی اسد اعلام شده است.

تحلیل‌: این روزها اخبار و گزارشات زیادی درباره احتمال حمله قریب‌الوقوع آمریکا و هم‌پیمانان غربی‌اش علیه سوریه (ولو به صورت محدود) به گوش می‌رسد. حمله‌ای که قرار است آمریکایی‌ها در ژستی انسان‌دوستانه و برای تنبیه دولت سوریه به دلیل حمله شیمیایی به مردم این کشور انجام دهند! به انجام یا انجام این حمله کاری نداریم؛ اما ذکر چند نکته در اینجا حائز اهمیت است: 1- واقعیت این است 29 ماه جنایات تروریست‌ها و حمایت‌های گسترده تسلیحاتی، مالی، سیاسی و... غرب و ارتجاع عرب از آنان نه‌تنها تاکنون نتیجه‌ای نداشته که حتی تمام شواهد از شکست قریب‌الوقوع آنان در سوریه دارد. پس غرب به سرکردگی آمریکا سعی دارد با تمسک به بهانه و دروغی کاملاً آشکار و در حمله‌ای ولو به صورت محدود، ضمن جلوگیری از شکست قطعی تروریست‌ها به آنان روحیه دهد. 2- حال این سؤال مطرح است که آیا پاسخ سوریه و یا احیاناً جبهه مقاومت هم به این حمله آمریکا محدود خواهد بود؟! البته این همان دغدغه‌ای است که آمریکایی‌ها و غربی‌ها نیز دارند. 3- این حمله به جز حمایت چند کشور غربی و مرتجع عربی با مخالفت بسیاری از کشورها  و ملت‌ها مواجه شده است. جالب اینکه، یک عکاس آمریکایی که به‌تازگی به ویتنام سفر کرده، تصاویر کودکان عقب‌مانده‌ای را در اینترنت منتشر کرد که آثار حمله شیمیایی آمریکا در ویتنام را پس از 60 سال یادآوری می‌کند. وی در توضیح این تصاویر تلویحاً و با طعنه به دولتمردانش می‌گوید: آمریکا خود یکی از جنایتکاران در بحث حملات شیمیایی است، از این رو نباید دیگران را متهم به جنایت شیمیایی کند!

روزنامه گاردین 20 آگوست 2013 (29مرداد) در مقاله‌ای به بررسی و مقایسه انقلاب اسلامی ایران و مصر پرداخت و نوشت: هنگامی که آیت‌الله خمینی از موج اسلام‌گرایی برای ایجاد جمهوری نوپا استفاده کرد، وضعیت به سویی رفت که اعدام‌هایی صورت گرفت و جنگ با عراق نیز به موازات آن آغاز شد. ماه ژوئیه ارتش مصر با دادن اولتیماتوم به محمد مرسی خوب عمل کرد. به این طریق که مرسی به اعتراضات مردم معترض گوش فرا دهد یا اینکه با نقشه راه جدید ارتش روبه‌رو شود تا چالش‌های سیاسی و اقتصادی کشور حل‌وفصل شود. یک گروه مخالف ظاهراً بیش از 20 میلیون امضا برای استعفای مرسی جمع‌آوری کرده بود.

در ادامه مقاله آمده است: با سرنگونی مرسی، انقلاب مصر وضعیت ویژه‌ای را تجربه می‌کند و وارد مرحله تازه‌ای از خشونت شده که میانجی‌گری‌های بین‌المللی نیز نتوانسته به حل‌وفصل آن کمک کند. مسئله کلیدی در حال حاضر این است که این کشمکش چه تأثیری بر روند انقلاب مصر خواهد گذاشت. منطقه، تشنه سیاست‌های انقلابی نیست و به‌ویژه تجربه انقلاب ایران و جنگ عراق علیه این کشور به‌طور مشخص، بسیاری از واقعیت‌ها را مشخص می‌کند. برخی انقلاب‌ها مانند انقلاب فرانسه به سوی جنگ کشیده شدند. دیگران با سرپیچی، جنگ را تحریک کردند که آمریکا نمونه آن است. 22 سپتامبر 1980 پس از آنکه از استقرار رسمی جمهوری اسلامی می‌گذشت، صدام به ایران حمله کرد. نتیجه آن، هشت سال جنگ بود که طی آن، چندین بار تسلیحات شیمیایی علیه ایران استفاده شد و صدها هزار کشته محصول آن بود.

در پایان مقاله آمده است: نتیجه مثبت جنگ برای حکومت نوپای ایران این بود که یک بسیج عمومی حول رژیم به‌وجود آمد. مداخله نظامی ارتش در مصر ظاهراً شباهتی با حمله صدام به ایران ندارد. مسئله کلیدی در مصر اختلافات عمیق در درون جامعه مصر است. در واقع، همان‌طور که جنگ عراق باعث ایجاد وحدت در ایران شد، جنگ و کشتارهای گسترده ارتش ممکن است وضعیت را برای ایجاد وحدت حول محور اخوان‌المسلمین در مصر ایجاد کند و مصر وارد مرحله تازه‌ای شود. گزارش‌های رسمی از مصر حاکی است که صدها نفر این هفته کشته شده‌اند. سرکوب گسترده طرفداران مرسی محصول طبیعی کودتای اخیر بود که خطر گسترش خشونت و بی‌ثباتی را به همراه داشته است. مشخص است که چنین حملاتی در حقیقیت ممکن است مسئله‌ را جدی‌تر و اخوان‌ را قدرتمندتر کند. در نبود یک راه‌حل فوری، شاید خطر ناآرامی این مسئله باشد که اخوان شبیه انقلاب نوپای ایران در دهه 1980 تصمیم بگیرد از شروع جنگی تمام‌عیار در داخل، بیشترین بهره‌برداری را داشته باشد.

تحلیل‌: نویسنده قصد دارد با مقایسه‌ای ناقص و درهم ریخته بین انقلاب اسلامی ایران و مصر، از کودتای ارتش حمایت کند و آن را موجه نشان دهد. وی برای رسیدن به این هدف ارتش را دلسوز کشور و مردم مصر می‌نمایاند، حال آنکه ارتش مصر ده‌ها سال وابسته به آمریکا بوده و پس از بیداری اسلامی نیز ساختار و ارکان آن حفظ شده، بنابراین نمی‌توان از چنین ارتشی انتظار اقداماتی خلاف منافع آمریکا داشت. دلسوزان واقعی مصر را باید در میان مردم این کشور یافت که این روزها ارتش مصر با آتش و گلوله با آن‌ها برخورد می‌کند.



مصر و عربستان

روزنامه گاردین ۲۱ آگوست ۲۰۱۳ (۳۰ مرداد) در مقاله‌ای به پیامدهای منفی حمایت عربستان از کودتای نظامی در مصر پرداخت و نوشت: ملک عبدالله از اخوان‌المسلمین وحشت دارد، زیرا این سازمان ادعای پادشاهی عربستان مبنی بر حفاظت از اسلام را به چالش می‌کشاند. تقریباً ۶۰ سال طول کشید که سازمان سیا نقش‌آفرینی خود را در کودتای مورد حمایت انگلیس علیه دولت دکتر محمد مصدق، نخست‌وزیر ایران در آگوست ۱۹۵۳ بپذیرد. اما حمایت عربستان سعودی از کودتای اخیر مصر که شاهزاده بندربن‌سلطان، وزیر اطلاعات سعودی‌ها در آن نقش‌آفرینی کرد، فوری و بلادرنگ بود. هنگامی که عدلی منصور، رئیس پیشین دادگاه عالی مصر به‌عنوان رئیس‌جمهور موقت سوگند خورد، ملک عبدالله به وی و در ستایش ارتش مصر به دلیل نجات کشور از تونلی تاریک، پیام فرستاد. 

در ادامه مقاله آمده است: عربستان سعودی اعلام کرد که دولت و ملت پادشاهی عربستان در کنار برادران خود در مصر علیه تروریسم، افراط‌گرایی و فتنه ایستاده و خواهد ایستاد. این موضوع غیرمعمول نبود، نه‌تنها به این دلیل که روی سخن عبدالله، آمریکا و قطر (رقیب منطقه‌ای عربستان) بود، بلکه به این دلیل که تاکنون پادشاهی عربستان ترجیح داده پشت صحنه دیپلماسی عمل کند و این اقدام کم‌سابقه و صریح بود. عربستان با آغاز حمایت مالی خود از دولت موقت مصر به حمایت خود روندی عمل‌گرایانه داد. عربستان به همراه امارات متحده عربی و کویت بسته کمکی ۱2 میلیارد دلاری را ارائه کرده که تقریباً چهار برابر کمک‌های نظامی و اقتصادی آمریکا و اتحادیه اروپاست (کمک‌های آمریکا و اروپا به ترتیب ۵/۱ و ۳/۱ میلیارد دلار است). سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان در بازگشت از دیدار خود با رئیس‌جمهور فرانسه، متعهد شد که فقدان کمک‌های اتحادیه اروپا یا آمریکا را جبران می‌کند. ناتوانی باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا در خاورمیانه [غرب آسیا] با عرض‌اندام عربستان، نزدیک‌ترین متحد عربی آمریکا همراه بوده است. شاهزاده بندربن‌سلطان با حفظ موضع خود در برابر روسیه در مورد سوریه سبب شد دیدار سازنده‌ای از روسیه نداشته باشد. عربستان و روسیه توافق کردند که بهای نفت را بالا نگه دارند و بر دیدگاه مشترک خود علیه اخوان‌المسلمین تأکید کردند. روسیه دلایل بسیاری دارد که از اسلام سیاسی در هراس است، زیرا درصد مهمی از جمعیت قفقاز مسلمان هستند و روند جمعیتی آن‌ها رو به افزایش است.

مصر

در پایان مقاله آمده است: دکتر مها اعظم، کارشناس خاورمیانه و شمال آفریقا در مؤسسه چاتم هاوس می‌گوید که «حمایت جدی پادشاهی عربستان از کودتا جای تعجب ندارد... آن‌ها به خوبی می‌دانند که خواهان دموکراسی نیستند، اما در عین حال کودتایی دیگر نشان‌دهنده این است که اسلام غیرقابل تحمل است... برای آمریکا و اتحادیه اروپا اوضاع اندکی مبهم است. یا باید رژیم‌های اقتدارگرا مانند اسد را تحمل کنند یا اینکه شاهد شکوفایی بهار عربی باشند.» از نظر آمریکا این شرایط به گونه‌ای است که بازیگری منطقه‌ای وجود ندارد که در حال حاضر بتواند نقش میانجی با ارتش مصر ایفا کند. کسی نمی‌تواند نقش پلیس خوب را ایفا کند. ملک عبدالله در وحشت از اخوان‌المسلمین منطقی عمل می‌کند، زیرا از زمان کودتای ۳ ژوئیه، ‌اخوان‌المسلمین در عربستان مورد حمایت بی‌سابقه مردمی قرار گرفته است. همدلی با آقای مرسی در شبکه توئیتر برای بیشتر مردم عربستان هویداست. حمایت از مرسی در رسانه‌های اجتماعی گسترده است.

پاسخ: دشمنی عربستان با اخوان‌المسلمین و یا هر گروه دیگری که پرچم اسلام‌خواهی برافرازد قطعی است، زیرا آن را تهدید خود می‌داند، بنابراین دخالت در امور داخلی این گروه‌ها و کشورها مانند مصر و ولخرجی‌های گزاف، هزینه‌هایی است که عربستان برای حفظ حکومت خود می‌کند. دربار عربستان متوجه شده در دریای توفانی تحولات مردمی منطقه، در زورق کاغذی نشسته و هر لحظه بیم غرق شدن این زورق می‌رود.



ریاکاری غرب در برابر موضوع دمکراسی و برخورد تبعیض آمیز با پیروزی اسلامخواهانی همچون حماس و اخوان المسلمین در انتخابات، موضوع میز گرد سی ان ان را تشکیل داد. شبکه تلویزیونی سی ان ان آمریکا در برنامه «جی پی اس» با اجرای فرید زکریا به بررسی بحران مصر، واکنش دولت باراک اوباما به سرکوب حامیان محمد مرسی رئیس جمهور برکنار شده ی مصر و موضع غرب در قبال دمکراسی در صورت پیروزی اسلامخواهان پرداخت. برت استیونس برنده جایزه پولیتزر و ستون نویس امور خارجی در روزنامه ی وال استریت ژورنال درباره کودتای نظامی منجر به برکناری محمد مرسی گفت: مشکل مصر مشکلی است که راه حل های خوبی ندارد. در عرصه ی سیاست مصر یک بازی وجود دارد که نتیجه ی آن صفر است و هیچ برنده ای ندارد. تلاش های سناتور جان مک کین و سناتور لیندزی گراهام و نیز تلاش دولت آمریکا برای ایجاد توافقنامه ی تقسیم قدرت بین ارتش و اخوان المسلمین شکست خورد. هدف اخوان المسلمین سرنگون کردن ارتش است و ارتش هم درک کرده است که در بازی مرگ با اخوان المسلمین قرار گرفته است. پس ارتش می خواهد با زور خود را تحمیل کند . این هفته مشاهده کردیم که ارتش عملکرد خشنی علیه اخوان المسلمین داشت. آیا ما می توانیم به ارتش نشان دهیم که به نفع آنها است که یک رویه ی سیاسی داشته باشند که حتی اگر این رویه شامل حضور اخوان المسلمین نشود آنها را سرکوب هم نکند؟ روشن است که اقدام دولت مصر به خصوص ژنرال عبدالفتاح السیسی در قتل عام تظاهرکنندگان، باعث نمی شود که او در بقیه کشورهای عربی ، اروپا و آمریکا مطلوب واقع شود. آمریکا در نهایت در موفقیت دولت (نظامیان) منافع دارد و نمی خواهد که اخوان المسلمین به قدرت بازگردد. ما در گذشته تمایلات سرکوبگرانه ی اخوان المسلمین را قبل از برکناری مرسی دیدیم و اگر اخوان به قدرت بازگردند این تمایلات سرکوبگرانه تشدید خواهد شد. مجری سی ان ان گفت: تصور کنید که اخوان المسلمین مردم را در خیابان ها می کشت! کاری که اخوان المسلمین کرد دمکراتیک نبود اما کشتن صدها نفر از مردم نیز دمکراتیک نیست! برت استیونس گفت: وحشتناک است و ما باید روی این مسئله تاکید کنیم. اخوان المسلمین هم به همین شیوه عمل می کرد. ما تمایلات دولت محمد مرسی را تا زمان برکناری مشاهده کردیم. رویهمرفته مصر تنها کشوری است که عاقلانه است تا دولت باراک اوباما در آن تا حدی که ممکن است موضع ریاکارانه بگیرد و کمتر درباره این کشور صحبت بکند. صحبت کردن از موضوعاتی مثل قطع کمک ها به مصر مفید نخواهد بود.برخی وقت ها لازم است که آمریکا دهان خود را ببندد. پیتر باینارد نویسنده ی سیاسی در دیلی بیست و استاد یار دانشگاه نیویورک هم گفت: من اغلب از مواضع دولت اوباما دفاع می کنم اما روشن است که سیاست دولت اوباما یک فاجعه بوده است. افرادی مثل جان مک کین به درستی صحبت کردند. ما نمی دانیم که آمریکا چه اهرم هایی در اختیار دارد؟ اما زمانی که کودتا رخ داده بود حداکثر اهرم در اختیار آمریکا بود، در آن زمان هنوز این احتمال وجود داشت که ما بتوانیم ارتش را مجبور کنیم که اخوان المسلمین را بازگرداند و اخوان المسلمین همچنان یک بازیگر باشد ما از این اهرم استفاده نکردیم. ما باید آن زمان می گفتیم که کمک ها را قطع می کنیم. جان کری وزیر امور خارجه ی آمریکا گفته بود که ارتش ابزاری برای دمکراسی است. اکنون مشخص شد که ارتش به شدت سرکوبگر بود و اخوان المسلمین هم کوتاه نمی آید و کنار نمی رود. اتفاقی که خواهد افتاد این است که عناصر تندروی اخوان المسلمین وجود دارند و ما با چشم انداز یک شبه نظامی گری اسلامی شبیه به سوریه رو به رو خواهیم بود. احتمال دارد که مصر بزرگترین شکست سیاست خارجی دولت باراک اوباما باشد. وی افزود: ما باید از هر اهرمی که در اختیار داشتیم استفاده می کردیم چون اکنون دیگر دیر شده است. اکنون پس از آنکه ارتش شمار زیادی از افراد را کشته است و به سمت یک رژیم نظامی حرکت کرده است ما اهرم های اندکی برایمان باقی مانده است. فرید زکریا گفت: افرادی هستند که می گویند نومحافظه کاران دمکراسی را دوست داشتند تا اینکه مسلمانان شروع به رای دادن کردند! برت استیونس گفت: من و بسیاری از نومحافظه کاران دمکراسی را دوست داریم. نکته ی مهم این است که از رویه هایی حمایت کنیم که به لیبرالیسم منجر می شوند. شما بهتر می دانید که تفاوت دمکراسی و لیبرالیسم چیست؟ در کشوری مثل تونس که دمکراتیک است رهبران مخالف کشته می شوند! زنان در تونس مقایسه با پنج یا شش سال پیش آزادی کمتری دارند. آزمون واقعی برای حرکت کردن یک کشور در مسیر درست، همین مسائل است. برگزاری انتخابات به تنهایی نباید به آزمونی برای حمایت ما از یک دولت تبدیل شود. موضوع مهم برای ما ،عملکرد دولت در زمینه ی حقوق زنان، حقوق همجنس بازان و حقوق اقلیت است. فکر می کنم به علت اشتباه معنایی که جرج بوش مرتکب شد ما به دنبال هدف دمکراسی افتاده ایم درحالیکه باید به دنبال لیبرالیسم می بودیم. سپس پیتر باینارد گفت: در سیاست خاورمیانه تمایلات لیبرالیسم وجود دارد. در داخل سیاست ما هم تمایلات لیبرالیسم وجود دارد. نمی توان گفت که برای رسیدن به لیبرالیسم باید رویه های دمکراتیک را تعطیل کرد. بله نگرانی های زیادی درباره حاکمیت اسلامی وجود دارد اما اگر در خاورمیانه قرار است چشم اندازی وجود داشته باشد ، اسلام هم باید بخشی از بازی باشد . شما چگونه می توانید اسلامخواهانی را که به قواعد بازی (دمکراسی) پایبند هستند از اسلامخواهانی که به دنبال ایده های تندروی جهادی هستند جدا کنید؟ اگر من ایمن الظواهری و القاعده بودم هیجان زده می شدم چون چند سال پیش افراد می گفتند که اسلامخواهان می توانند از طریق صندوق های رای پیروز شوند و با این کار القاعده منزوی می شود، اما اکنون می بینند که خشونت تنها راه پیش رو خواهد بود. مجری به برت استیونس گفت: اگر شما یک بنیادگرای اسلامخواه بودید چه برداشتی از تاریخ داشتید. در الجزایر انتخابات برگزار شد اسلامخواهان پیروز شدند ولی با اعلام حکومت نظامی افراد اسلامخواه زندانی شدند. حماس در فلسطین پیروز شد اما آمریکا و اروپا کمک هارا به حماس قطع کردند. اخوان المسلمین هم که در مصر اینگونه شد. هر زمان که اسلامخواهان در انتخابات پیروز می شوند انتخابات باطل می شود. برت استیونس پاسخ داد: تردیدی نیست که القاعده از آنچه در مصر رخ داده است برای « بازی ایدئولورژیک» استفاده خواهد کرد. چیزی که نگران کننده بود این بود که اخوان المسلمین فرصتی برای اداره ی کشور داشت، مرسی به سرعت به دنبال ایجاد یک کشور خودکامه بود، اسلامخواهی یا «اسلامخواهی دمکراتیک» زمانی که در راس قدرت در مصر بود خیلی دمکراتیک نبود.



مخالفان

پایگاه اینترتی ان‌پی‌آر 15 آگوست 2013 (24 مرداد) به تحولات مصر و سرکوب خونین طرفداران مرسی پرداخت و نوشت: مصر روز چهارشنبه شاهد سرکوب خشونت‌آمیز معترضان بود. این سرکوب خونین با تحولات مختلفی همراه بود که نشان می‌دهد کشمکش‌های بیشتری در پیش است. نیروهای امنیتی مصر اقتدار خود در جبهه‌های خود را اعلام و تأکید کردند که سرکوب اخوان‌المسلمین و سایر گروه‌های مخالف را ادامه خواهند داد؛ به‌طوری‌که دولت موقت مصر در این کشور برای مدت یک ماه، حالت فوق‌العاده اعلام کرد که در واقع از ساعت هفت عصر حکومت نظامی برقرار خواهد شد. مصری‌ها تاریخی طولانی و پرفشار از تجربه قوانین وضعیت اضطراری دارند. حسنی مبارک، رئیس‌جمهور پیشین، برای سه دهه تا زمان سرنگونی در سال 2011، قوانین مربوط به حکومت نظامی را حفظ کرد.

در ادامه مقاله آمده است: مطابق گزارش وزارت بهداشت مصر، قاهره نقطه کانونی درگیری‌هایی بود که روز گذشته بیش از 200 نفر در این شهر به‌دست نیروهای امنیتی کشته شدند؛ اما روز چهارشنبه در استان‌های مختلف خشونت ادامه داشت و در روزهای اخیر در مناطق مختلف ناآرامی گسترش یافته است. کلیساهای مسیحیان قبطی روز چهارشنبه در مناطق مختلف هدف حمله قرار گرفت و این مسئله چشم‌انداز بروز خشونت‌های فرقه‌ای را افزایش می‌دهد. محمد البرادعی، معاون رئیس‌جمهور و برنده جایزه صلح نوبل، برجسته‌ترین فرد در دولت موقت که از سوی ارتش منصوب شده بود، از مقام خود استعفا داد. تمایل وی به نقش‌آفرینی در این مرحله به دولت مشروعیت داده بود. لیبرال‌های مصری نیز مدت‌ها منتقد ارتش بوده‌اند؛ اما البرادعی و دیگران ظاهراً معتقد بودند می‌توانند کمک کنند که کشور مصر از بحران کنونی خارج شود.

در پایان مقاله آمده است: محمد البرادعی در نامه استعفای خود نوشته بود: «تداوم بر دوش کشیدن این مسئولیت برای تصمیم‌سازی در مورد مسائلی که با آن موافق نیستم و از پیامدهای آن وحشت دارم، برای من دشوار شده است. نمی‌توانم بار این مسئولیت را با ریختن قطره خونی بر دوش بکشم.» روز سه‌شنبه دولت موقت مصر فرماندارانی را برای 25 استان این کشور منصوب کرد و 19 نفر از آن‌ها نیروهای نظامی ارتش یا پلیس بودند. به این فرمانداران قدرت و اختیار عمل بالایی برای اقدام علیه مخالفان داده شده است. در واقع، آن‌ها جایگزین اسلام‌گرایانی شده‌اند که محمد مرسی در این استان‌ها منصوب کرده بود.

موافقان



پایگاه اینترنتی گلوب‌ اند میل 12 آگوست 2013 (21 مرداد) در مقاله‌ای به تحولات مصر پس از مرسی و آثار منفی محروم‌سازی اسلام‌گرایان سیاسی پرداخت و نوشت: حاکمان مصر ظاهراً به‌طور مقطعی از مواضع خود عقب‌نشینی کرده‌اند و در واقع اوضاع مصر تاکنون در روند بن‌بست سیاسی طولانی‌مدت قرار گرفته است. پایان اعتراضات خیابانی از جمله دستورکارهای اضطراری مصر است. مرسی، عضو ارشد اخوان‌المسلمین، در زمان ریاست‌جمهوری خود ائتلافی فراگیر به‌وجود نیاورد و به‌ویژه لیبرال‌ها و سکولارهای مصر در روند تدوین قانون اساسی جدید مصر سهمی نداشتند. نتیجه آن نیز ظهور رژیمی تحت تسلط اسلام‌گراها بود و بنابراین نمی‌توان گفت دموکراسی در مصر محقق شده بود. با وجود این، آقای مرسی به‌طور مشروع و از طریق سازوکار انتخابات برگزیده شده بود. به بیان دیگر، مرسی نخستین رئیس‌جمهور مصر بود که از طریق برگزاری انتخابات دموکراتیک انتخاب شد. توسل به‌زور برای پراکندن معترضان برکناری مرسی به این معناست که نیمی از کشور مصر از حیات سیاسی محروم شوند.

در ادامه مقاله آمده است: پلیس مصر پس از سال‌ها استقرار حکومت دیکتاتوری حال با چالش تازه‌ای روبه‌روست و تجربه چندانی برای برخورد با معترضانی که به‌طور مسالمت‌آمیز به خیابان‌ها آمده‌اند، ندارد. اگر آن‌ها تلاش کنند معترضان خیابانی را پراکنده کنند، به احتمال زیاد مجبورند به‌ زور متوسل شوند. سکولارهای مصری در سطح نخبگان مصر نیز با برآوردهای اشتباه خود از لایه‌های هویتی جامعه مصر می‌توانند مسیر اشتباهی انتخاب کنند؛ به‌گونه‌ای که مطابق آخرین نظرسنجی مرکز پیو که به بررسی دیدگاه کشورهای دارای اکثریت مسلمان در مورد مذهب و سیاست پرداخته شد، 74 درصد مصری‌ها طرفدار شریعت اسلام به‌عنوان مبنای قانون اساسی رسمی کشور هستند.

در پایان مقاله آمده است: در صورتی که نیروهای مسلح مصر و متحدان لیبرال آن اجازه ندهند اخوان‌المسلمین و سایر گروه‌های اسلام‌گرا دیدگاه‌های خود را مطابق اصل مشارکت سیاسی بیان کنند و به بیان واضح‌تر، آن‌ها را از حیات سیاسی محروم کنند، اقدام نابخردانه صورت‌ داده‌اند و پیامدهای منفی بسیاری برای آینده مصر در پی خواهد داشت. در عین حال، این وضعیت می‌تواند بن‌بست سیاسی طولانی‌مدتی در مصر به‌وجود آورد که اوضاع سیاسی کشور به‌گونه‌ای رقم خواهد خورد که بخش مهمی از جامعه مصر، از حاکمان خود رضایت ندارند. بنابراین، بهترین گزینه در حال حاضر بهره‌گیری از سازوکارهای منطقی برای جلوگیری از بن‌بست سیاسی در مصر است. در عین حال، در مقطع کنونی باید به معترضان و طرفداران مرسی اجازه داده شود اعتراض کنند و دیدگاه‌های مخالف خود را بیان کنند.

تحلیل‌: برخی از واقعیات ذکر شده در یادداشت فوق، چیزی است که کودتاچیان و حامیان آن‌ها از آن وحشت دارند و نمی‌خواهند در عمل به آن اعتراف کنند. این مقابله با واقعیت، عامل اصلی بن‌بست سیاسی در مصر است که اگر ادامه یابد، بحران مصر را در روزهای آینده تشدید می‌کند.

پایگاه اینترنتی عرب‌نیوز 12 آگوست2013 (21مرداد) به سیاست‌های آینده ایران پرداخت و نوشت: به‌نظر می‌رسد رئیس‌جمهور جدید ایران در مسائل کلیدی که جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی ایران را پیچیده کرده است، دیگر مسیر گذشته را ادامه نخواهد داد. آقای روحانی با چالش‌های بسیاری روبه‌روست. اقتصاد و برنامه هسته‌ای از جمله این چالش‌ها به‌شمار می‌روند. هفته گذشته حسن روحانی در مراسم تحلیف سوگند خورد و از اعتدال و شفافیت سخن گفت. وی مصرانه و صریح از غرب خواست به جای تحریم، با احترام برای تعامل با ایران گام بردارد. روحانی گفت: «مردم به اعتدال رأی داده‌اند... مردم خواهان تغییر هستند... مردم خواهان زندگی بهتر و باثبات هستند. همچنین آن‌ها خواستار بازیابی جایگاه شایسته خود در میان ملت‌ها هستند.»

در ادامه مقاله آمده است: آمریکا دست صلح به سوی ایران دراز کرده است. دولت آمریکا گام‌های واقعی را زمانی خواهد برداشت که دولت ایران در مورد برنامه هسته‌ای اعتمادسازی کند. از نظر آمریکا توپ در زمین ایران است. از جمله مسائل کلیدی که روابط ایران را پیچیده کرده است، بن‌بست هسته‌ای با ایران است. حال کاخ سفید به‌دنبال این است که آیا ایران آماده آغاز گفت‌وگوهای جدی است. مسئله اضطراری اینجاست که آمریکا نمی‌تواند برای همیشه در مورد مناقشه هسته‌ای منتظر بماند. به‌علاوه از زمان انتخاب آقای روحانی تا به امروز، ایران هفت هزار سانتریفیوژ دیگر نیز نصب کرده است. مطابق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، ایران چندین ماه با دستیابی به تسلیحات هسته‌ای فاصله دارد.

در پایان مقاله آمده است: از بررسی محتوایی سخنان آقای روحانی می‌توان درک کرد که ظاهراً رئیس‌جمهور جدید از پیامدهای بن‌بست در گفت‌وگوها با غرب آگاه است. در نخستین نشست مطبوعاتی، روحانی به‌طور کاملاً شفاف گفت که آماده گفت‌وگوهای جدید و فوری بر سر مسئله هسته‌ای است. این امیدواری وجود دارد که روحانی توانایی خود را برای داشتن لحنی آشتی‌جویانه در گفت‌وگو با قدرت‌های بزرگ اثبات خواهد کرد. اینکه آیا ایران آماده تغییر لحن و در عین حال، حفظ سیاست پیشین است، مشخص نیست. در صورتی که دولت آقای روحانی در سیاست خارجی خود تغییر ایجاد نکند، قدرت‌های بزرگ خواهند فهمید که ایران به‌دنبال فریب راهبردی آن‌هاست. در واقع، کسانی استدلال می‌کنند که پیروزی آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری از سوی رهبر ایران تنها به منظور خرید زمان و تکمیل شدن برنامه هسته‌ای طرح‌ریزی شده است. تا برنامه هسته‌ای ایران به نقطه بی‌بازگشت برسد؛ بنابراین، رئیس‌جمهور جدید با حسن‌نیت گفت‌وگو نخواهد کرد. آقای روحانی همانند سایر رؤسای‌جمهور ایران در گذشته، قادر نیست در سیاست خارجی تغییر ایجاد کند، مگر آنکه رهبر ایران به چنین اقدامی تمایل داشته باشد؛ اما رهبر ایران باید بداند که دولت آمریکا در صورت شکست دیپلماسی، گزینه نظامی را در دستور کار خود حفظ خواهد کرد.

تحلیل‌:تفاوت این پایگاه اینترنتی عربی با رسانه‌های غربی این است که تهدید نظامی علیه ایران را برجسته کرده و بدون سند مدعی شده که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرده ایران تا دستیابی به سلاح هسته‌ای چند ماه فاصله دارد. بقیه مطالب یادداشت فوق، رونوشت رسانه‌های غربی است. این یادداشت نیز مانند دیدگاه غربی‌ها درصدد القای آن است که سرسختی رهبر ایران مانع توافق هسته‌ای است؛ در حالی که علت اصلی، زورگویی غربی‌ها و دشمنی عمیق با ایران و سر باز زدن از پذیرش حقوق مسلم هسته‌ای ایران است.




تعداد صفحات : 49

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |