ولایت... بصیرت... افسر جنگ نرم

واکنش مضحک رژیم سرسپرده بحرین

نوشته شده توسط :حاج رضوان
پنجشنبه 1391/02/28-10:04 ب.ظ

پایگاه اینترنتی «گلف‌نیوز» 16 می 2012 (27 اردیبهشت) در مقاله‌ای به ادعای مضحک رژیم آل‌خلیفه در مورد مداخله ایران در امور داخلی این کشور پرداخت و نوشت: وزیر خارجه بحرین در مورد مداخله‌های ایران در کشورش گفت: «ما شدیداً اظهارات علی لاریجانی، رئیس مجلس و حسین شهریاری، نماینده مجلس ایران را در مورد بحرین محکوم می‌کنیم و این اظهارات را مداخله آشکار در امور داخلی بحرین و نقض جدی استقلال و حاکمیت کشور خود می‌دانیم.» روز دوشنبه چند ساعت پیش از چهاردهمین نشست مشورتی رهبران شورای همکاری خلیج‌فارس به منظور بحث در مورد ایجاد اتحادیه، لاریجانی گفت بحرین «لقمه‌ای نیست که به‌راحتی از حلقوم کسی پایین برود.» شهریاری، نماینده مجلس ایران در صحبت‌های خود در مجلس شورای اسلامی مدعی شد «اگر قرار است اتفاقی در بحرین بیفتد، بحرین حق جمهوری اسلامی ایران است، نه عربستان.» لاریجانی نیز این نظر نماینده را تأیید کرد.

در ادامه مقاله آمده است: با وجود این، وزیر خارجه بحرین گفت «این اظهارات مغایر با استانداردهای روابط بین‌الملل است. وی تشریح کرد «چنین اظهاراتی نقض منظور سازمان ملل و قوانین بین‌المللی حاکم بر روابط میان کشورهاست. همچنین این اظهارات با اهداف و اصول سازمان کنفرانس اسلامی و میثاق‌های بین‌المللی در مورد عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها در تناقض است.» وزیر خارجه بحرین از ایران خواست به اظهاراتی که به روابط با همسایگان آسیب می‌زند و بر امنیت و ثبات در منطقه تأثیر می‌گذارد، پایان دهد. مجلس بحرین «این اظهارات خصمانه را که امنیت و ثبات خلیج ع.ر.ب.ی (فارس) و به‌ویژه بحرین را تضعیف می‌کند، رد کرد.» نمایندگان مجلس بحرین تشریح کردند «این اظهارات، مخدوش کردن واقعیت‌ها و تداوم بی‌مسئولیتی و روش‌های غیرمنطقی ایران برای تشدید اختلافات میان شهروندان کشورهای خلیج ع.ر.ب.ی (فارس) و به‌کارگیری رسانه‌های افراط‌گرا و تروریستی برای تحریک مردم است... پیوستن به اتحادیه خلیج‌فارس گامی صحیح به‌سوی تحقق ثبات و توسعه اقتصادی منطقه و مقابله با طرح‌های توسعه‌طلبانه است.» مجلس شورای بحرین اعلام کرد: اظهارات غیرمسئولانه‌ای را که شکاف فرقه‌ای را تشدید می‌کند و به تنش و بی‌‌ثباتی در منطقه می‌انجامد، رد می‌کند.

در پایان مقاله آمده است: مجلس شورا در مورد موضع‌گیری‌های ایران گفت «ایران و نهادهای قانون‌گذاری آن باید به حاکمیت سایر کشورها احترام بگذارند و به مداخله خود پایان دهند و برای اعتمادسازی و همکاری به‌منظور حفظ امنیت و ثبات کشورهای منطقه تلاش کنند.» در حال حاضر، روابط میان بحرین و ایران در پایین‌ترین سطح قرار گرفته است و هیچ‌یک در پایتخت‌ دیگری سفیر ندارد.

پاسخ: مشکل حاکمان بحرین این است که با مخالفت جدی معترضان که بخش بیشتر جامعه بحرین را تشکیل می‌دهند، پایگاه اجتماعی‌شان را از دست داده‌اند و حاکم این کشور به پادشاه بدون مردم تبدیل شده است و برای حفظ قدرت و تسلط بر مردمی که وی را نمی‌خواهند، دست به دامان حاکم مستبد دیگری در عربستان شده که موقعیت خودش هم متزلزل است؛ اما فعلاً بر اساس حمایت‌های بیگانه و هزینه‌کردن‌های گزاف و استفاده از فشار و سرکوب، موقعیتش را حفظ کرده است.



ملت‌های عربی مخالف جنگ غربی‌ها علیه ایران

نوشته شده توسط :حاج رضوان
سه شنبه 1391/02/26-08:22 ب.ظ

روزنامه گاردین 8 می 2012 (19 اردیبهشت) در مقاله‌ای به رویکرد ملت‌های عربی در قبال ایران پرداخت و نوشت: کشورهای عربی خواهان حمله اسرائیل یا غرب به ایران و در نتیجه بروز هرج و مرج نیستند؛ اما در عین حال، از برتری‌طلبی ایران وحشت دارند. تصویر ایران در اذهان عمومی جهان عرب در طول سه دهه اخیر تغییر کرده است. محبوبیت ایران در میان مردم کشورهای عربی کاهش یافته است؛ هرچند این موضوع به نگرانی‌های اسرائیل یا قدرت‌های غربی ارتباطی ندارد. اشتباه است که نگرانی‌های گسترده عرب‌ها را به مثابه حمایت آن‌ها از جنگ اسرائیل یا آمریکا علیه ایران تلقی کنیم. زمانی که انقلاب اسلامی ایران به رهبری آیت‌الله خمینی به پیروزی رسید، ملت‌های عربی این حادثه را به‌طور چشمگیری تحسین کردند. در واقع، انقلاب اسلامی الگویی از کنش سازمان‌یافته مردمی برای سرنگونی یکی از ستمگرترین رژیم‌های منطقه بود.

در ادامه مقاله آمده است: ملت‌های منطقه از انقلاب ایران امیدهای تازه ای برای آزادی و تغییر گرفتند. ملت‌های عربی بدون نگرانی خاص از ابعاد فرقه‌ای یا قومی، از انقلاب اسلامی استقبال کردند. اکثریت عرب‌ها مسلمانان سنی هستند و اکثریت ایرانی‌ها شیعیان مسلمان هستند. اگرچه بعد شیعی از آغازین روزهای انقلاب اسلامی ایران هویدا بود؛ اما اکثریت عرب‌ها نگران این موضوع نبودند. در واقع، با آغاز جنگ ایران و عراق در سال 1980، بخش مهمی از ملت‌های عربی همچنان نگاه مثبتی به ایران داشتند؛ هرچند ایران با کشوری عربی در جنگ بود. محبوبیت ایران به‌دلیل حمایت این کشور از مقاومت لبنان و فلسطین به‌طور چشمگیری افزایش یافت؛ آن هم زمانی که بسیاری از عرب‌ها احساس می‌کردند رژیم‌هایشان آن‌ها را از انجام وظیفه در قبال فلسطین محروم کرده است. در واقع، در طول جنگ اسرائیل علیه لبنان در سال 2006، دو شخصیت محبوب در قاهره سنی‌نشین: احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران و حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله بودند. روابط ایران و ملت‌های عربی با حوادث خونین عراق در سال 2005 تغییری جدی کرد. عرب‌ها عموماً از خشونت فرقه‌ای گسترده وحشت داشتند. برخی ایران را به تحریک خشونت‌های فرقه‌ای از طریق آموزش و مسلح کردن شبه‌نظامیان شیعه عراقی متهم می‌کردند؛ این شبه‌نظامیان ظاهراً اقدامات خشونت‌آمیز جدی علیه سنی‌های عراق صورت داده بودند.

در پایان مقاله آمده است: این حوادث در مناطق مختلف جهان عرب، موجی از خشم علیه ایران را به همراه داشت. این مسئله حتی به کشورهای شمال آفریقا که هرگز هیچ‌گونه کنش و واکنش فرقه‌ای با جمهوری اسلامی نداشتند، نیز کشیده شد ایران به سهم خود تشخیص داد که سرنگونی صدام، فرصتی استثنایی برای اعمال نفوذ سیاسی این کشور در یکی از قدرتمندترین و ثروتمندترین کشورهای منطقه فراهم کرده است. ایران به سرعت راهبردی متمایز در قبال کل منطقه اتخاذ کرد که توازن راهبردی قدرت پس از سرنگونی صدام بر هم خورد. ایران نفوذ سیاسی و امنیتی خود در عراق را تقویت کرد و نقش خود میان اقلیت‌های شیعه کشورهای خلیج‌فارس را ارتقا داد. این مسئله به بروز وحشت شدید از نیات برتری‌طلبانه ایران انجامید. پس از آن، فعالیت‌های ایران ویژگی فرقه‌ای متمایزی به خود گرفت؛ در حالی که پیش از آن ایران با حمایت از گروه‌های اسلامی فلسطینی سنی‌مذهب، این مسئله را رد کرده بود. همچنین ایران به حمایت از رژیم بشار اسد ادامه داد. این موضوع شواهد بیشتری در مورد رویکرد فرقه‌ای ایران به ملت‌های عربی داد و تصویر منفی ایران در اذهان عمومی عربی بیش از پیش تشدید شد. مطابق نظرسنجی مؤسسه زاگبی به سفارش بنیاد عربی-آمریکایی، محبوبیت ایرانی در شش کشور عربی به‌شدت تنزل کرده است. عامل مهم این تنزل محبوبیت ایران نوع، نقش‌آفرینی ایران در منطقه بود. با وجود این، لازم است میان دلایل اعراب و دلایل اسرائیل و غرب در موضع‌گیری علیه ایران تمایز قائل شد. عرب‌ها نگران سیاست‌های برتری‌طلبانه و ماهیت فرقه‌ای ایران هستند. با وجود این، آن‌ها برنامه هسته‌ای ایران را تهدید تلقی نمی‌کنند. مطابق نظرسنجی موسسه شیبلی تلهامی از دانشگاه مریلند در اکتبر 2011، بیش از 64 درصد شرکت‌کنندگان در نظرسنجی معتقد بودند که ایران حق دارد به برنامه هسته‌ای خود ادامه دهد. درک این نوع نگرش عرب‌ها بدون توجه به رویکرد آن‌ها در قبال زرادخانه هسته‌ای اسرائیل ناممکن است. عرب‌ها به‌طور مشخص نگران زرادخانه هسته‌ای اسرائیل هستند. منطق آن‌ها مشخص است: مادامی که اسرائیل دارای تسلیحات هسته‌ای است، کشورهای منطقه نیز حق دارند برای دستیبابی به تسلیحات هسته‌ای تلاش کنند. بنابراین، به‌منظور جلوگیری از رقابت تسلیحات هسته‌ای، ضروری است که تمام خاورمیانه، عاری از تسلیحات هسته‌ای شود. البته مسئله‌ای وجود دارد که عمیقاً در خودآگاهی عرب‌ها ریشه دارد و این موضوع به‌منظور درک توجیهات و انگیزه‌های نگرش آن‌ها در قبال ایران باید مدنظر قرار گیرد. عرب‌ها تشخیص می‌دهند که ایران کشوری همسایه است. ایران همواره در ساختار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی منطقه بازیگر محوری بوده است. این نزدیکی تاریخی و جغرافیایی این موضوع را تحمیل می‌کند که ایران باید با سطح بالایی از مسئولیت‌پذیری مدنظر قرار گیرد و روابط حسنه با ایران به‌منظور تعریف سیاست‌های آینده ضروری است. از این لحاظ، تهدید اسرائیل برای حمله به ایران به دلایل مختلف با حمایت ملت‌های عربی رو‌به‌رو نبوده است. مهم‌تر از همه اینکه جنگ با ایران خطرات بسیاری دارد که پیامدهای آن در آینده نزدیک و دور غیرقابل پیش‌بینی است. کشورهای عربی خلیج‌فارس خود را با واقعیت امنیتی سنگینی مواجه می‌بینند که می‌تواند به آینده‌ای خطرناک منتهی شود. بنابراین، عرب‌ها امیدوارند روابط خود با ایران را به روشی مسالمت‌آمیز متوازن کنند؛ به طوری که طی آن، بلندپروازی‌های برتری‌طلبانه ایران خنثی شود و مداخله‌های ایران در امور داخلی این کشورها پایان یابد. این احتمال با وقوع انقلاب‌های عربی افزایش یافت که به‌طور بالقوه توازن قدرت منطقه‌ای را تصحیح خواهد کرد. عرب‌ها بدون هرج‌ومرجی که پیامدهای آن مهارنشدنی است، می‌توانند به بهترین وجه عمل کنند. بهار عربی با نسیم تغییر الهام‌بخش ملت‌های منطقه بود. با وجود این، مسیری طولانی به سوی تحقق ثبات سیاسی و اقتصادی وجود دارد. نگارش قانون اساسی، ایجاد نهادهای دولتی و مقابله با رکود اقتصادی از جمله چالش‌های این مسیر است. به عبارت دیگر، روند انتقال قدرت نیز در پیش است. در این دوره ضروری است در مورد اولویت‌ها توافق داخلی به دور از تنش صورت گیرد. جنگ با ایران توجه به نیازهای انتقال دموکراتیک را به ضرورت‌های جنگی می‌کشاند. در حالی که پیش‌بینی آغاز آن آسان است؛ اما تقریباً پایان آن ناممکن است. جنگ مرزهای اتحادها را دوباره ترسیم می‌کند و به مداخله خارجی در امور کشورها و گروه‌ها منجر می‌شود. در این وضعیت، بهار عربی پایان خواهد یافت و پاییز خاورمیانه جانشین آن می‌شود؛ این وضعیت و پیامدها حاصلی جز مصیبت و خطر برای منطقه و جهان در پی نخواهد داشت.

پاسخ: نویسنده مقاله در بررسی سیر تاریخی پیروزی انقلاب اسلامی و سال‌های پس از آن، نتوانسته از الهام‌بخشی انقلاب اسلامی ایران برای ملت‌های منطقه به‌ویژه همدلی و حمایت آن‌ها در جنگ تحمیلی چشم‌پوشی کند و به این واقعیت مهم اذعان کرده است؛ اما در عین حال در ادامه نوشتار خود تلاش کرده با مبنا قرار دادن چند نظرسنجی که ماهیت آن‌ها مشخص است، چنین القا کند که پس از سرنگونی صدام و قدرت‌یابی شیعیان، ملت‌های منطقه، جمهوری اسلامی را فرقه‌گرا می‌دانند و دیگر رویکردی همانند گذشته در قبال جمهوری اسلامی ندارند. این در حالی است که در بیش از یک سال گذشته الهام‌بخشی الگوی جمهوری اسلامی برای خیزش‌های ملت‌های منطقه، امری غیرقابل انکار است که غربی‌ها و به‌ویژه رژیم صهیونیستی را به وحشت انداخته است.



جنگ و پرهیز از جنگ در میان سران رژیم صهیونیستی

نوشته شده توسط :حاج رضوان
سه شنبه 1391/02/19-08:26 ب.ظ

پایگاه اینترنتی کریستین ساینس‌مانیتور 7 می‌2012 (18 اردیبهشت)در مقاله‌ای به اختلاف دیدگاه‌های سران رژیم صهیونیستی در مورد برنامه هسته‌ای ایران پرداخت و نوشت: مئیر داگان، رئیس‌ سابق موساد و یوال دیسکین، رئیس‌ سابق شین‌بت در هفته‌های اخیر به مواضع ایهود المرت، نخست‌وزیر سابق اسرائیل در قبال برنامه هسته‌ای ایران پیوسته‌اند و نسبت به حمله زودهنگام اسرائیل به ایران هشدار داده‌اند. آقای ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل دیدگاه‌های آنها را رد کرده و گفته است که «دار و دسته المرت به سراسر جهان می‌روند و طوری سخن می‌گویند که گویی تامین‌کننده منافع ایران هستند». با آغاز روند مبارزات انتخاباتی در اسرائیل در اوایل ماه سپتامبر، موج اظهار نظرات و موضع‌گیری‌های سیاست خارجی به ویژه در مورد ایران افزایش می‌یابد و مطبوعات اسرائیل انتخابات آتی را یک همه‌پرسی در مورد سیاست افراط‌گرایانه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل توصیف کرده‌اند و انتظار می‌رود سیل اظهارنظرها، استدلال‌ها و تحلیل‌ها در مورد ایران در ماه‌های آتی افزایش یابد.

در پایان مقاله آمده است در حال حاضر، 18 مقام امنیتی سابق اسرائیل خارج از مسند قدرت هستند: هفت تن از روسای سابق موساد، سرویس بین‌المللی جاسوسی؛ پنج تن از روسای سابق شین‌بت، سرویس امنیت داخلی؛ و شش تن از روسای سابق نیروی دفاعی اسرائیل. ژنرال بنی گانتز، ریاست کنونی نیروهای دفاعی اسرائیل اخیرا اظهار داشت که جنگ علیه ایران نباید فوری و قریب‌الوقوع باشد، زیرا ایران بازیگری منطقی است و پیش‌بینی کرد که ایران به دلیل ترس از حوادث بعدی به دنبال تسلیحات هسته‌ای نخواهد رفت. در حال حاضر، در اسرائیل دیدگاه‌های جنگ‌طلبانه و غیرجنگ‌طلبانه وجود دارد که از جمله دیدگاه‌های غیرجنگ‌طلبانه عبارتند از:

1. مئیر داگان، ریاست سابق موساد که از سال 2002 تا 2011 در این سمت بوده است، در ماه مارس حمله یکجانبه اسرائیل علیه ایران را حماقت‌انگیزترین موضوعی توصیف کرد که تاکنون شنیده است. وی گفت دسترسی کامل برای نابودی تاسیسات هسته‌ای ایران نامحتمل است و نتیجه آن را تلاش مضاعف ایران برای پنهان‌سازی تلاش‌های هسته‌ای خود و جلوگیری از نظارت آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای توصیف کرد و نسبت به بروز جنگ گسترده‌تر اظهار نگرانی کرد.

2. یوال دیسکین که از سال 2005 تا 2011 ریاست شین‌بت را به عهده داشته است. در ماه آوریل، او نتانیاهو و باراک را فاقد صلاحیت برای اداره کشور توصیف و آنها را به «گمراه‌سازی اذهان عمومی در مورد ایران» متهم کرد و در عین حال گفت برخلاف موضع‌گیری نتانیاهو و باراک که اقدام نظامی را در برابر ایران بازدارنده می‌دانند، «بسیاری از کارشناسان بر این باورند که حمله اسرائیل رقابت هسته‌ای ایران را تسهیل خواهد کرد».

3. ژنرال گابی اشکنازی که از سال 2007 تا 2011 ریاست ستاد مشترک ارتش اسرائیل بوده است، در ماه آوریل گفت که حمله به ایران در حال حاضر ایده بدی است و در عین حال در مورد برنامه هسته‌ای ایران اظهار نگرانی شدید کرد. او گفت: «تصور می‌کنم ما هنوز وقت داریم. نیازی نیست که اسرائیل فردا صبح اقدام کند... بهتر است دوستان‌مان در منطقه و سراسر جهان را ترغیب کنیم که ایران تهدیدی جهانی است و دولت اسرائیل در این مورد اقدامات مطلوبی صورت داده است.

4. ژنرال شائول موفاز از سال 1998 تا 2002 ریاست ستاد مشترک ارتش اسرائیل بوده است و پس از انتصاب به عنوان وزیر دفاع این پست را ترک کرد. موفاز اکنون رهبر حزب کادیما و مخالف حزب لیکود نتانیاهو است. در ماه آوریل، او در حمایت از انتقادات دیسکین علیه سیاست‌های دولت در قبال ایران سخن گفت و اظهار داشت که حملات آنها علیه ریاست سابق شین‌بت ترس از پاسخگویی به محتوای انتقادات اوست.

5. ژنرال آمنون لیپکین-شاهاک از سال 1995 تا 1998 ریاست نیروهای دفاعی اسرائیل بود و سپس به منظور کنار زدن نتانیاهو از نخست‌وزیری در سال 1999 وارد عرصه سیاست شد. او در مورد مساله هسته‌ای ایران سخن نگفته است، اما موضع‌گیری ملایم‌تری در مقایسه با دولت کنونی داشته است. او در حالی که در سال 1999 برای راهیابی به کنست رقابت می‌کرد، نتانیاهو را برای امنیت اسرائیل خطرناک و غیرقابل اعتماد توصیف کرد. سال گذشته، او از امضاکنندگان ابتکارعمل صلح اسرائیل بود که در آن «استقرار کشوری فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه بر اساس مرزهای 1967 و تبادلات ارضی پایاپای در حد محدود به پایتختی بیت‌المقدس برای هر دو طرف و نیز قرار گرفتن کنترل محله‌های یهودی‌نشین، دیوار غربی و بخش یهودی تحت کنترل اسرائیل و قبه الصخره تحت وضعیت ویژه فاقد حاکمیت» درخواست شده بود. این موضع‌گیری‌ها بر اختلاف وی با نتانیاهو و حامیان وی افزود.

6. یاکوب پری، ریاست سابق شین‌بت که ظاهرا اخیرا در مورد ایران سخن نگفته است. اما سال گذشته او از عدم وجود خطوط ارتباطی میان اسرائیل و ایران در مورد مساله هسته‌ای اظهار تاسف کرد. همچنین او ابتکارعمل صلح اسرائیل را نیز امضا کرده است و در سال 2011 در مورد این تلاش گفت: «ما در سطح بین‌الملل منزوی شده‌ایم و مخالف صلح خوانده می‌شویم... امیدوارم این تلاش کمک کوچکی به تغییر دیدگاه‌های نخست‌وزیر باشد. زمان آن است که اسرائیل در مورد صلح ابتکارعمل به خرج دهد»

7. آمی آیالون، از سال 1995 تا 2000 ریاست شین‌بت بوده است و با حزب کارگر وارد عرصه سیاست شد. این حزب در انتخابات آتی مخالف اصلی حزب لیکود است. او از امضاکنندگان ابتکارعمل صلح اسرائیل است. اخیرا وی در مورد برنامه هسته‌ای ایران اظهار نظری نکرده است، اما عموماً در دیدگاه‌های غیرجنگ‌طلبانه دارد و ترجیح می‌دهد بر صلح اسرائیل و فلسطینی‌ها تمرکز کند. به تازگی او خواستار خروج یکجانبه اسرائیل از شهرک‌های کرانه باختری شد و اظهار نارضایتی کرد که تمرکز بر ایران به تلاش‌های بسیار مهم‌تر برای صلح آسیب می‌زند.



تأثیر نگرانی آمریکا از امنیت رژیم صهیونیستی بر آینده سوریه

نوشته شده توسط :حاج رضوان
شنبه 1391/02/16-11:42 ب.ظ

پایگاه اینترنتی هافینگتن‌پست 3 می2012 (14 اردیبهشت) در مقاله‌ای به تشریح فضا و بازیگران غیردولتی صحنه سوریه و آینده روند صلح و نیز نگرانی آمریکا از ظهور دولتی دشمن رژیم صهیونیستی پس از بشار اسد پرداخت و نوشت: در حال حاضر دو دیدگاه در سوریه وجود دارد. نظریه نخست می‌گوید آمریکا خواهان گسستن اتحاد سوریه-ایران از طریق تغییر رژیم در دمشق است. آن‌ها استدلال می‌کنند که در صورت سرنگونی رژیم بشار اسد در سوریه، جایگاه و نفوذ ایران و حزب‌الله به‌سرعت تنزل می‌کند. نظریه دوم مدعی است که آمریکا علاقه‌ای به گسستن پیوند سوریه با گروه‌های شبه‌نظامی ندارد که دلیل آن، وحشت از تشدید وخامت اوضاع در خاورمیانه است. از نظر آن‌ها، دولت اوباما ترجیح می‌دهد به جای گسستن این اتحاد، به مدیریت اوضاع بپردازد. طرفداران این نظریه باور ندارند که تغییر رژیم در سوریه به طور خودکار به نابودی سریع حزب‌الله و ایران می‌انجامد. در صورتی که تغییر رخ دهد، آمریکا همچنان خواهان وزنی منطقه‌ای است که می‌تواند در برابر بازیگران غیردولتی مانند حزب‌الله و کشورهایی مانند ایران به اجرا گذارد. یکی از خطراتی که مخالفان سوری در آن می‌افتند، گفتن این موضوع به جهانیان است که در صورت به قدرت رسیدن خود به خود اتحاد سوریه با حزب‌الله و ایران را قطع خواهند کرد.

در ادامه مقاله آمده است: قطع ارتباط سوریه در دوران پس از اسد با ایران و حزب‌الله منطقی به نظر می‌رسد، اما این موضوع بیش از آنکه عمل‌گرایانه باشد، احساسی‌است؛ با توجه به اینکه آن‌ها بر مسیری متمرکز هستند که کاملاً با سیاست رسمی سوریه از سال 1970 متفاوت است. مطابق نظریه دوم، آمریکا به امنیت اسرائیل بیش از دموکراسی‌سازی در سوریه علاقمند است. پیشینه آمریکا از سال 1949 (تأسیس نخستین رژیم نظامی در سوریه) نشان‌دهنده تمایل آمریکا به تغییر در جهان عرب بوده است. تمرکز آمریکا بر سوریه از اواخر دهه 1980 به دلیل توانایی این کشور در نفوذ بر بازیگران غیردولتی بوده است که مایه دردسر دولت اسرائیل بوده‌اند. برای نمونه، سوریه در سال‌های اخیر از این پیوندها استفاده کرد تا حزب‌الله را به روند سیاسی در لبنان هدایت کند و حماس را به پذیرش ابتکار عمل اتحادیه عرب در سال 2002 و پایبندی به مرزهای 1967 فلسطین متقاعد سازد. برای نمونه، حسنی مبارک در طول دوران شکوفایی حکومت خود تضمین داد که پیمان کمپ دیوید حفظ می‌شود و سیاست‌های هماهنگی را با فتح پیش برد و در عین حال، سوریه نیز در مرزهای خود چنین سیاستی را برگزید و تضمین کرد که سیاست‌ آرامش‌گرایانه در پیش خواهد گرفت و رفتار گروه‌های شبه‌نظامی مانند حماس و حزب‌الله را نیز متعادل خواهد کرد. با سرنگونی مبارک، دولت آمریکا عامل اصلی ثبات در خاورمیانه را از دست داد و حال، رژیم سوریه با خطر ظهور رهبرانی روبه‌روست که نتوانند امنیت اسرائیل را تأمین کنند. در صورتی که مخالفان سوری به قدرت برسند و حرف‌های خود را به عمل تبدیل کنند، برای ایران تنها بازیگران غیردولتی مانند پ.ک.ک، لشکر مهدی، سپاه بدر، حزب‌الله و تا حد کمتری، جهاد اسلامی و حماس (که اکنون با اخوان‌المسلمین مصر متحد هستند) باقی خواهند ماند. رهبران حزب‌الله در آغاز خیزش‌های سوریه تشخیص دادند که خیابان‌های سوریه کاملاً در دست معترضان است. در واقع، حزب‌الله به این دلیل که جوانان خشمگین سوریه تصاویر حسن نصرالله را پاره می‌کردند و پرچم زردرنگ حزب‌الله را به آتش می‌کشیدند، غافل‌گیر و شوکه شد. حزب‌الله به‌سرعت تلاش کرد با این گروه‌ها پیوند برقرار کند و پیشنهاد میانجی‌گیری در بحران سوریه را مطرح کرد، اما درخواست‌های آن به جایی نرسید؛ به‌ویژه به این دلیل که این گروه به رژیم سوریه تعهد شدید داشت. به طوری که هیچ یک از مخالفان حزب‌الله را به عنوان یک میانجی صادق جدی نگرفتند. اظهارات نصرالله تنها مسائل را پیچیده‌تر کرد. وی تئوری توطئه را مطرح کرد که رسانه‌های دولتی سوریه نیز آن را به طور گسترده منتشر کردند. در واقع، نصرالله به اعتراضات ضدرژیم بی‌اعتنایی کرد. شکاف عمیق حزب‌الله و ایران با مخالفان سوریه تنها بر نگرانی واقع‌گرایان در آمریکا افزود.

در پایان مقاله آمده است: در حال حاضر، مخالفان سوریه باید به این پرسش‌ها پاسخ دهند: در صورت به قدرت رسیدن، چه سیاستی در قبال دستگاه‌های نظامی، دولتی و امنیتی در پیش می‌گیرند؟ اقتصاد سوریه را چگونه مدیریت می‌کنند؟ رابطه سوریه با افرادی مانند مقتدی صدر و حسن نصرالله را چگونه مدیریت می‌کنند؟ مهم‌تر از همه اینکه در قبال روند صلح سوریه و اسرائیل چه سیاستی اتخاذ می‌کنند؟ این پرسش‌ها برای اسرائیل و آمریکا بسیار مهم است که مارس 2011 بر اظهارات و راهبرد آن‌ها تأثیرگذار است. اسرائیل شرایط خود برای صلح را از نشست اسد و کلینتون در ژنو در مارس 2000 تغییر نداده است. اسرائیل خواستار ایجاد دالانی ده متری در دو طرف نهرهای جاری از چشمه‌های بانیاس در شمال جولان و در پایین دریاچه تیبربوس است که منبع آبی مهمی برای آن‌هاست. حافظ اسد از پذیرش مرزهای بین‌المللی 1923 امتناع کرد و به مرزهای 4 ژوئن پایبند بود و در عین حال، تمام پیشنهادها برای تبادل ارضی را رد کرد. از یک نظر، در صورت تغییر رژیم در سوریه، حاکمان جدید باید به این پرسش‌های دشوار پاسخ دهند. مقامات آمریکایی تردید دارند که آن‌ها یا رژیم کنونی بتوانند کاری از پیش ببرند. در صورت انجام چنین اقداماتی نیز در مورد تداوم این صلح تردید وجود دارد. با این چالش‌ها باید به طور مناسب برخورد شود. مخالفان در محافل سیاسی آمریکا به به این پرسش‌ها پاسخی نداده‌اند. در واقع، دلیل اینکه آمریکا به تغییرات واقعی در سوریه چندان تمایل ندارد، این مسائل است.

پاسخ: نویسنده مقاله فوق یک فرد سوری به نام سامی موبید، پروفسور تاریخ و سردبیر یک مجله در سوریه است. از مواضع وی برمی‌آید که نگاه مثبتی به ایران، حزب‌الله و سایر گروه‌های مبارز مسلمان، حتی فلسطینی ندارد. ناراضی بودن وی از این گروه‌ها در تحلیل وی اثرگذاشته و او را به غیر واقع‌نویسی واداشته؛ به ویژه آنجا که از سیدحسن نصرالله و گروه‌های مردمی مخالف اسد صحبت کرده است. ادامه این نگاه به تحلیل رفتار آمریکا هم کشیده شده و در حالی که آمریکایی‌ها آشکارا برای سرنگونی اسد تلاش می‌کنند، با طرح مسائلی که با وجود درست و مهم بودن، جواب‌شان تقریباً مشخص است، سعی دارد عزم آمریکا برای سرنگون کردن اسد را به شک و تردید کاهش داده، آن را فاقد نتیجه قطعی نشان دهد.



راهبردهای همگرایانه به دلیل وحشت از بیداری اسلامی

نوشته شده توسط :حاج رضوان
دوشنبه 1391/02/11-06:20 ب.ظ

پایگاه اینترنتی دنیوز 30 آوریل 2012 (11 اردیبهشت) در مقاله‌ای به راهبردهای همگرایانه میان کشورهای عربی خلیج فارس پرداخت و نوشت: وزیر خارجه عربستان در سخنرانی آخر هفته خود گفت که این کشورها با سیاست‌های محتاطانه خود در قبال ایران و جنبش‌های اعتراضی منطقه‌ای، طرح‌های خود را برای اتحاد سیاسی به پیش می‌برند که شامل سیاست‌های خارجی و دفاعی مشترک است. اظهارات شاهزاده سعود الفیصل دو هفته پیش از نشست رهبران متحد آمریکا در ریاض صورت می‌گیرد که طی آن، قرار است رئوس و چارچوب چنین اتحادی بررسی شود. ملک عبدالله، پادشاه عربستان، دسامبر 2011 برای نخستین‌بار از چنین طرحی سخن گفت. یک دیپلمات غربی مستقر در خلیج فارس گفت که این پیشنهاد عمدتاً به دلیل وحشت سعودی‌ها از سرنگونی حاکمان پادشاهی بحرین به دست اکثریت شیعه است... اعلام پیشرفت در مورد فدرال شدن دو کشور بحرین و عربستان به منظور ایجاد اتحاد، احتمالاً در این نشست مطرح می‌شود.

در ادامه مقاله آمده است: روز شنبه سعود الفیصل در پیامی به اجلاس جوانان خلیج فارس در ریاض گفت: «همکاری و هماهنگی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در شکل کنونی آن ممکن است برای مقابله با چالش‌های موجود و آینده کافی نباشد که این موضوع مستلزم اقدام کشورهای خلیج فارس برای تبدیل شدن به ساختار فدرالی قابل قبول است... اتحاد خلیج فارس هنگامی که به خواست خدا محقق شود، منافع بسیاری برای مردم خود دارد؛ به‌طور نمونه، در سیاست خارجی کمیته‌های عالی خلیج‌فارس حضور دارند که تصمیمات سیاست خارجی را هماهنگ و اولویت‌های گروه را تنظیم مجدد می‌کنند و منافع گروه را محقق می‌سازند.» رهبران خلیج‌فارس از تبدیل بحرین به محور ضدغربی ایران وحشت دارند.

در پایان مقاله آمده است: نیروهای امنیتی بحرین در نقاط مختلف کشور با معترضان درگیری‌ داشته‌اند و در عین حال، گروه‌های مخالف، هر هفته اعتراضات گسترده‌ای را علیه حکومت برگزار می‌کنند. مخالفان به رهبری حزب اسلام‌گرای الوفاق، پیوندهای خود با ایران را رد می‌کنند و می‌گویند تنها خواستار سهم داشتن در نحوه اداره بحرین هستند



چرایی حمایت ایران از سوریه

نوشته شده توسط :حاج رضوان
یکشنبه 1391/02/10-11:11 ق.ظ

در چندین نوبت مقامات رژیم صهیونیستی از جمله نتانیاهو اعلام كرده اند كه در صورت سقوط اسد در سوریه ضربه كاری بر پیكر حزب الهی لبنان وارد می شود. همچنین اعلام كرده اند چنانچه طرح ساقط كردن اسد در سوریه با شكست مواجه شود، بزرگ ترین شكست راهبردی در تاریخ رژیم صهیونیستی به این رژیم وارد خواهد شد. چند روز پیش وزیر دفاع رژیم صهیونیستی اعلام كرد:

از زمان شكل گیری و پیدایی انقلاب ها، جنبش ها و ناآرامی ها در كشورهای اسلامی- عربی شمال آفریقا و خاورمیانه، این سوال در اذهان عده ای پدیدار شد كه چرا جمهوری اسلامی ایران، سیاست دو گانه ای را در قبال این تحولات اتخاذ كرده است؟ ایران از یك طرف در كشورهای تونس، لیبی، مصر، بحرین و یمن از حركت های انقلابی و اعتراضات مردمی در برابر حكومت های شان حمایت كرده و از طرف دیگر در سوریه، به صورت جدی از رژیم حاكم در این كشور در برابر معارضان حمایت می كند؟

منشأ پیدایی این سوال واقعیت های موجود است. سیاست خارجی جمهوری اسلامی در قبال قیام های مردمی در كشورهای مختلف عربی- اسلامی، دفاع و حمایت از حقوق ملت های به پا خاسته و در كشور سوریه، حمایت از رژیم و حاكمیت در این كشور به موازات دفاع از حقوق ملت سوریه است؛ حقوقی كه باید از طریق اصلاحات سیاسی تأمین شود و اكنون حاكمیت چنین اصلاحاتی را در كشور سوریه آغاز كرده است. بنابراین اصل دفاع از حقوق ملت ها و توده های مردم در همه كشورها به عنوان یك اصل خدشه ناپذیر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، همواره رعایت شده و در تحولات كنونی منطقه نیز، بر اساس همین اصل عمل می شود. اگر جمهوری اسلامی ایران در برخی ازاین كشورها به صورت كامل از قیام های مردمی كه با هدف ساقط كردن حكومت ها به صحنه آمده اند، حمایت می كند و این نوع حمایت در صحنه تحولات سوریه نه تنها ملاحظه نمی شود، بلكه بر عكس، سیاست ایران حمایت از حاكمیت در این كشور است، دلایلی دارد از جمله:

1- ماهیت تحولات در كشورهای تونس، مصر، لیبی، یمن و بحرین متفاوت از آن چیزی هست كه در سوریه در جریان است. از زمان پیدایی این تحولات در منطقه، مقام معظم رهبری فرمودند، جمهوری اسلامی از تحولاتی حمایت می كند كه دارای سه ویژگی مردمی، اسلامی و ضد استكباری باشد. در تمامی كشورهای یاد شده به جز سوریه، قیام ها و انقلاب ها از این سه ویژگی برخوردار است. در سوریه، گروه هایی كه به عنوان مخالفان حاكمیت دست به مبارزه مسلحانه زده اند، نه تنها از این ویژگی ها برخوردار نبوده، بلكه تكیه گاه اصلی آنان استكبار جهانی است.

2- دو نشست با عنوان «دوستان سوریه» در تركیه و فرانسه با دو هدف اصلی حمایت از مخالفان و معارضان در سوریه از یك طرف و فشار بر بشار اسد جهت كناره گیری از قدرت از طرف دیگر، نشان داد كه ناآرامی ها و تحولات در سوریه، بیش از آنكه منشأ درونی و مردمی داشته باشد، منشأ خارجی دارد.

3- مدیریت اصلی معارضان در سوریه كه دارای ماهیتی تروریستی هستند، در اختیار آمریكایی ها و صهیونیست ها است. كشورهایی پشت سر این تروریست ها قرار دارند و رسماً اعلام حمایت، تجهیز به سلاح و پرداخت حقوق ثابت به آنها را اعلام كرده اند كه در صحنه هایی چون بحرین به طور كامل در مقابل مردم قرار داشته و از دیكتاتور خون آشامی چون آل خلیفه حمایت می كنند. بنابراین، شعار این گروه كشورها تحت عنوان حمایت از مردم سوریه، پوششی برای توجیه حمایت های شان از تروریست ها است.

4- در میان تمامی كشورهای عربی- اسلامی، رژیم سوریه و شخص بشار اسد، از بیشترین حمایت های مردمی برخوردار است. علت اصلی مقاومت و ایستادگی حاكمیت در برابر تمامی فشارها طی یك سال گذشته، همین حمایت های مردمی است. كسانی كه در ورای مرزهای این كشور توطئه سرنگونی بشار اسد را طراحی كردند و گروه هایی را بدین منظور مسلح كرده و به درگیری ها و بحران آفرینی ها در سوریه دامن زدند، گمان می كردند ظرف یكی دو ماه می توانند بشار اسد را ساقط كرده و عوامل خود را در دمشق بر كرسی قدرت بنشانند.

اگر این پیش بینی تحقق نیافت، دلیل اصلی آن برخورداری حكومت اسد از حمایت فراگیر و گسترده مردمی است. دلیل اصلی حمایت های مردمی از حاكمیت در سوریه و مخالفت های مردمی با حاكمیت در دیگر كشورهای عربی- اسلامی را باید در سیاست های حكام به ویژه در عرصه سیاست خارجی این كشورها طی سال های گذشته جست وجو كرد. در حالی كه سیاست خارجی كشورهایی چون مصر مبنی بر هم پیمان شدن با آمریكا و رژیم صهیونیستی برای مردم مصر طی دهه های اخیر، تولید حقارت و خفت و خواری كرده، سیاست خارجی سوریه مبنی بر حضور در جبهه مقاومت ضدصهیونیستی و حمایت همه جانبه از فلسطینی ها، برای سوری ها تولید افتخار كرده است. در خلال جنگ های 33 روزه و 22 روزه، كشورهایی چون مصر و عربستان در كنار صهیونیست ها برای شكست حزب الله در لبنان و حماس در غزه تلاش كردند، اما كشور سوریه در خلال این دو جنگ، حامی سرسخت حزب الله و حماس بود. مردم مسلمان در كشورهای عربی- اسلامی به خوبی با این نوع سیاست های متفاوت آشنا بوده و به همین دلیل در مصر، مردم به صورت یكپارچه علیه حسنی مبارك قیام كرده و او را عامل آمریكا و رژیم صهیونیستی معرفی می كنند، لكن همین مردم در سوریه از بشار اسد در مقابل تروریست هایی كه خود را مردم معرفی می كنند، حمایت می نمایند.

5- مواضع مقام های غربی و رژیم صهیونیستی، به خوبی پرده از پشت صحنه های فشار بر رژیم سوریه بر می دارد. مقام های صهیونیستی كه از عوامل اصلی پشت صحنه ناآرامی ها در سوریه هستند و تاكنون ارتش سوریه، بسیاری از تجهیزات و بمب هایی كه تروریست ها در اختیار داشته اند را كشف كرده و اسرائیلی بودن این تجهیزات آشكار شده، طی ماه های اخیر اظهاراتی داشته اند كه این اظهارات اهداف پنهانی تروریست ها و حامیان آنها را آشكار می سازد. در چندین نوبت مقامات رژیم صهیونیستی از جمله نتانیاهو اعلام كرده اند كه در صورت سقوط اسد در سوریه ضربه كاری بر پیكر حز ب الهی لبنان وارد می شود. همچنین اعلام كرده اند چنانچه طرح ساقط كردن اسد در سوریه با شكست مواجه شود، بزرگ ترین شكست راهبردی در تاریخ رژیم صهیونیستی به این رژیم وارد خواهد شد. چند روز پیش وزیر دفاع رژیم صهیونیستی اعلام كرد: «سقوط اسد ضربه ای جدی به ایران خواهد بود و واسطه های ضداسرائیلی ایران در لبنان و غزه آسیب خواهد دید.»

موارد ذكر شده برای فهم چرایی دفاع ایران از سوریه در حوادث این كشور كفایت می كند. دقت و تأمل در این موارد آشكار می كند كه جبهه مقابل حاكمیت در سوریه دارای ماهیتی آمریكایی- صهیونیستی است. متأسفانه برخی از كشورهای همجوار با سوریه با وجود ادعاهای اسلام گرایی و ضدیت با نظام استكبار جهانی و طرفداری از حقوق مسلمانان و به ویژه فلسطینی ها، هم اكنون درهمراهی با دیگر متحدان عرب آمریكا در منطقه مانند عربستان، قطر، اردن و ... در ماجرای سوریه در پازل آمریكا و برای تأمین منافع رژیم صهیونیستی بازی می كنند.

تحلیل از: دكتر یدالله جوانى



از هم‌گسیختگی جبهه ضدایرانی صهیونیست‌ها

نوشته شده توسط :حاج رضوان
شنبه 1391/02/9-03:39 ب.ظ

پایگاه اینترنتی کریستین‌ساینس‌مانیتور 27 آوریل 2012 (8 اردیبهشت) در مقاله‌ای به نبود جبهه‌ای واحد در میان سران رژیم صهیونیستی در مقابل ایران پرداخت و نوشت: پس از آنکه رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل[رژیم صهیونیستی] اوایل این هفته موضعی ظاهراً متفاوت با اظهارات دولت اسرائیل در قبال تهدید اتخاذ کرد، مشخص شد جبهه واحدی در اسرائیل در مقابل ایران وجود ندارد. ایهود باراک، وزیر دفاع اسرائیل گفت: «رهبران ایران به معنای غربی آن خردگرا و منطقی نیستند و نمی‌توانند راه‌حل مسالمت‌آمیزی برای مسائل ارائه دهند.» اظهارات وی که در روز استقلال اسرائیل[!] برای دیپلمات‌های خارجی ایراد می‌شد، واکنشی مستقیم به اظهارات ژنرال بنی گانتز، رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل بود که در مصاحبه با روزنامه هاآرتص گفته بود معتقد نیست ایران در حال ساخت تسلیحات هسته‌ای است و احتمالاً تصمیم به چنین اقدامی نخواهد گرفت؛ زیرا «رهبران ایران را افرادی بسیار خردگرا و منطقی تشکیل می‌دهند.»

در ادامه مقاله آمده است: یک مقام اسرائیلی به رویترز گفت اظهار نظر باراک، شفاف‌سازی مسائل پس از اظهارات گانتز بود. اوایل این هفته، نخست‌وزیر اسرائیل در مصاحبه با سی‌ان‌ان گفت: «امنیت جهانی را به رفتار خردگرا و منطقی ایران گره نخواهد زد... و رهبران ایران می‌توانند ایدئولوژی را به بقای خود ترجیح دهند.» دولت نتانیاهو به‌طور مداوم در پی نمایش ایران به‌عنوان بازیگر خردگریز است که به اقدامات تلافی‌جویانه فاجعه‌بار دست می‌زند. چنین تصویری می‌تواند حمایت از حمله نظامی پیش‌دستانه اسرائیل علیه ایران را تقویت کند. نیویورک‌تایمز گزارش می‌دهد رهبران اسرائیل حال به‌دنبال تداوم این تصویر هستند که در مسئله هسته‌ای ایران موضع واحدی دارند و ژنرال گانتز نیز به خبرنگاران گفته است که واقعاً میان او و نتانیاهو فاصله‌ای وجود ندارد. نیویورک‌تایمز گزارش می‌دهد: «مشخص نبود که آیا ژنرال گانتز برای عقب‌نشینی از اظهارات خود تحت فشار قرار گرفته یا خیر؟ آیا احساس کرده که پیام وی بد تعبیر و تفسیر شده یا اینکه آیا این موضوع، بخشی از راهبردی گسترده‌تر برای انتقال پیامی دوگانه به مخاطبان مختلف بوده است؟

در پایان مقاله آمده است: دستیاران هر سه مقام اسرائیلی پافشاری می‌کنند که اختلاف نظری در مورد ایران وجود ندارد. یکی از دستیاران دفتر ژنرال گانتز گفت: اظهارات وی خارج از فضای مفهومی آن تفسیرشده است. دفتر نخست‌وزیری اسرائیل و نیز دفتر وزارت دفاع ظاهراً از شفاف‌سازی ژنرال گانتز در این مورد رضایت دارند. آموس یادلین، رئیس سابق اطلاعات نظامی اسرائیل به نیویورک‌تایمز گفت که اختلاف نظری میان ژنرال گانتز و دولت اسرائیل وجود ندارد. ژنرال گانتز به هاآرتص گفته بود «مادامی که تأسیسات هسته‌ای ایران ایمن نباشند، برنامه هسته‌ای این کشور بسیار آسیب‌پذیر خواهد بود... تصور می‌کنم رهبران ایران را افرادی بسیاری خردگرا و منطقی تشکیل می‌دهند. اما موافقم که چنین توانایی در دست بنیادگرایان ایران که در لحظات خاص می‌توانند محاسبات متفاوتی انجام دهند، خطرناک است.»



تحریم‌های اوباما علیه ایران و سوریه

نوشته شده توسط :حاج رضوان
پنجشنبه 1391/02/7-01:21 ب.ظ

 پایگاه اینترنتی کانزاس سیتی 24 آوریل (5 اردیبهشت) به تحریم‌های دولت آمریکا علیه ایران و سوریه پرداخت و نوشت: باراک اوباما روز دوشنبه تحریم‌های تازه علیه ایران و سوریه در زمینه فناوری اطلاعات خبر از داد. کاخ سفید اعلام کرد ارتباطات ماهواره‌ای، تلفن همراه و فناوری اینترنت که توسط فعالان در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا به منظور ارتباط با جهان خارج استفاده می‌شود، در سوریه و ایران محدود است؛ در حالی که وضعیت حقوق بشر در این دو کشور رقت‌آور و وخیم است. اوباما گفت: «اغلب جهان نتوانسته از کشتار دسته‌جمعی مردم بی‌گناه جلوگیری کند.» این فرمان اجرایی که به امضای اوباما رسید، تحریم‌های روادید و اقتصادی را علیه حامیان یا مرتکبان نقض گسترده حقوق بشر از طریق فناوری اطلاعات در سوریه و ایران به اجرا می‌گذارد. این تحریم‌ها در میانه درگیری‌ها در سوریه با وجود آتش‌بس اعلام شد. در حال حاضر، اوباما مورد انتقاد جمهوری‌خواهانی است که می‌گویند آمریکا باید در قبال بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه، موضعی جدی‌تر اتخاذ کند.

در ادامه مقاله آمده است: اوباما این تحریم‌ها را علیه دولت‌ها و شرکت‌های فناوری غیردولتی خواند و گفت: «این اقدام گام دیگری به سوی روزی است که می‌دانیم خواهد رسید؛ پایان رژیم اسد که مردم سوریه را قتل عام کرده است... این فناوری‌ها باید در جای خود، شهروندان را تقویت کند، نه سرکوب». مقامات وزارت خزانه‌داری آمریکا گفتند این فرمان اجرایی اوباما افراد دخیل در توسعه فناوری اطلاعات را که به نقض حقوق بشر کمک می‌کنند، هدف قرار می‌دهد. مطابق این قانون، تمام اموال این افراد و شرکت‌ها در آمریکا ضبط می‌شود. اگرچه ایران و سوریه در این فرمان اجرایی هدف قرار گرفته‌اند، اما یک مقام دولتی اعلام کرد که اوباما قدرت تحریم سایر کشورها را نیز دارد. دولت آمریکا تلاش کرد ایران و سوریه را به دلیل استفاده این کشورها از فناوری اطلاعات برای سرکوب مردم خود، هدف تحریم‌ها قرار دهد.

در پایان مقاله آمده است اوباما اعلام کرد وزارت خزانه‌داری تلاش خواهد کرد به‌سرعت ابزارهای اقتصادی را به منظور قطع جریان مالی رژیم‌ها به کار ببندد و وزارت خارجه توانایی خود برای دخیل شدن جدی دیپلمات‌ها و کارشناسان ما در بحران افزایش خواهد داد... آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا شرکت‌های فناوری را به منظور کمک به ایجاد فناوری‌های نوین برای افشای سریع موارد نقض حقوق بشر تشویق خواهد کرد... ما باید هر آنچه می‌توانیم، به منظور جلوگیری و پاسخ به این مسائل انجام دهیم، زیرا حاکمیت ملی هرگز مجوزی برای کشتار مردم نیست.» همچنین باراک اوباما از سیاست‌های خود در قبال ایران که مورد انتقاد جمهوری‌خواهان است، دفاع کرد. با وجود این، تحلیل‌گران می‌گویند دولت اوباما شدیدترین تحریم‌ها را علیه ایران در تاریخ این کشور به آن تحمیل کرده است.

پاسخ: اوباما وقتی دلسوزانه از کشتار دسته‌جمعی مردم بی‌گناه و حقوق بشر صحبت می‌کند و آن را بهانه سوءاستفاده از دانش بشری در فناوری‌های نوین قرار می‌دهد باید اثبات کند که کشتار مردم سوریه به دست تروریست‌هایی نیست که آمریکا از آنها حمایت می‌کند و نیز باید افکار جهانی را قانع کند که دولت اوباما حقوق بخش زیادی از مردم آمریکا را زیر پا نمی‌گذارد که می‌گذارد و باید این ننگ بزرگ را در افغانستان پاک کند که هیچ‌گاه نمی‌تواند پاک کند که نیروهای ناتو به فرماندهی آمریکا بارها و بارها مردم بی‌گناه غیرنظامی را قتل‌عام کرده‌اند. اوباما زیر فشار جمهوری‌خواهان و صهیونیست‌ها تحریم علیه ایران و سوریه را تشدید کرده و برای رفع قباحت این عمل به این دو کشور اتهاماتی وارد کرده که بیش از هر کشوری متوجه خودش است.





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox