پایگاه اینترنتی «ترکیش‌ویکلی» 28 ژوئیه 2012 (7 مرداد) در مقاله‌ای به حمایت‌های ایران از حزب‌الله لبنان پرداخت و نوشت: در میان دولت‌های غربی این اتفاق نظر فزاینده وجود دارد که حزب‌الله حملات انتحاری هفته گذشته علیه گردشگران اسرائیلی در بلغارستان را صورت داده است. این حمله، شکاف عمیق ایدئولوژیک و عملیاتی حزب‌الله را نشان می‌دهد که از خود تاکنون تصویری به عنوان یک بازیگر مستقل لبنانی به نمایش گذاشته است. از نظر ایران، حمایت عملیاتی حزب‌الله توانمندی نامتقارن ایران را افزایش می‌دهد و دسترسی راهبردی آن را گسترش می‌دهد. سیاست بین‌المللی مبتنی بر توقف برنامه هسته‌ای ایران باید بر معکوس‌سازی تحولات عملیاتی در حزب‌الله لبنان متمرکز باشد. حزب‌الله در سال 1983 شکل گرفت و محصول اهداف آیت‌الله خمینی در گسترش انقلاب ایران به شمار می‌رود. ایران با حمایت اقتصادی، نظامی و آموزشی از حزب‌الله، به رشد این گروه کمک کرده است.

در ادامه مقاله آمده است: حزب‌الله به عنوان دست‌نشانده سپاه پاسداران در خارج ایران، تأمین‌کننده منافع جمهوری اسلامی به‌ویژه در اثرگذاری بر روند صلح اعراب و اسرائیل بوده است. این گروه شبه‌نظامی شیعه در حملات تروریستی گسترده در سطح بین‌الملل از جمله حمله علیه نیروهای آمریکایی و فرانسوی در سال 1983، هواپیماربایی به بیروت در سال 1985 و حمله انتحاری به مرکز یهودیان در آرژانتین دخیل بوده است. ایدئولوژی و رابطه حزب‌الله با ایران به‌سرعت گسترش یافت. از سال 1992، حزب‌الله در انتخابات لبنان مشارکت کرده و حسن نصرالله، دبیرکل این گروه، قدرت بسیاری در تصمیمات سیاسی پیدا کرده است. این گروه، شبکه نظامی و اقتصادی خود را همزمان متنوع کرده و حال در سراسر جهان گسترش داده است. حزب‌الله و ایران به شرکای مهمی تبدیل شده‌اند؛ موضوعی که می‌توان آن را با روابط انگلستان و آمریکا مقایسه کرد. ایران از طریق رابطه با حزب‌الله، نفوذ راهبردی در کشمکش اعراب و اسرائیل کسب کرده است. حزب‌الله در طول این سال‌ها به بازیگری خردگرا و مستقل تبدیل شده است. این اتفاق نظر وجود دارد که واکنش حزب‌الله به حمله نظامی آمریکا یا اسرائیل علیه ایران به این موضوع بستگی دارد که منافع عالیه این گروه به خطر نیفتد.

در پایان مقاله آمده است: در سال 2009، حزب‌الله مانیفست جدید خود را منتشر کرد که در آن، گذشته اسلام‌گرایی این گروه کمتر مورد تأکید قرار گرفته بود. اهداف اعلامی این گروه، ایجاد تنوع سیاسی ملی و حفظ بازدارندگی در برابر مداخله نظامی اسرائیل است. منافع حزب‌الله و ایران انطباق گسترده‌ای دارد، اما گاهی آن‌ها مطابق با منافع خود عمل می‌کنند. حملات تروریستی بین‌المللی متوقف شده و حزب‌الله به شریک ایران تبدیل شده است. در حال حاضر، دو حامی مهم حزب‌الله یعنی ایران و سوریه تحت تهدید هستند. بشار اسد به دلیل مواجهه با موج مخالفان مسلح، در خطر سرنگونی است. حزب‌الله بر سوریه به عنوان مسیر انتقال حمایت‌های مالی و نظامی از ایران به لبنان متکی است. بدترین سناریو برای حزب‌الله این است که دولتی متمایل به غرب جایگزین اسد شود. این مسئله به محاصره راهبردی حزب‌الله و تضعیف بازدارندگی این گروه در برابر اسرائیل می‌انجامد. در عین حال، تحریم‌های بین‌المللی، قدرت اقتصادی ایران را تضعیف کرده است. برنامه هسته‌ای ایران نیز برای حزب‌الله اهمیتی حیاتی دارد. توانایی تسلیحات هسته‌ای می‌تواند قدرت منطقه‌ای ایران را تضمین کند و چتر حمایتی از حزب‌الله را بگسترد. بر اساس این واقعیت‌ها، رهبر حزب‌الله ظاهراً موضع‌گیری ایدئولوژیک خود را تغییر داده و از حملات تروریستی پنهان ایران حمایت نمی‌کند. دولت ایران سرویس جاسوسی اسرائیل را به ترور دانشمندان هسته‌ای ایران و سایر خرابکاری‌ها متهم می‌کند. حمله تروریستی در بلغارستان به منظور بازدارندگی در برابر عملیات‌های پنهان اسرائیل و متحدانش طراحی شد. توطئه‌های تروریستی اخیر که در کنیا، قبرس و ترکیه خنثی شد، نشان‌دهنده تمایل به حملات گسترده‌تر است و در آن‌ها حمله به غیرنظامی‌ها مد نظر قرار گرفته است. منافع منطقه‌ای و بین‌المللی آمریکا می‌تواند در خطر بیافتد. شبه‌نظامیان حزب‌الله که بسیاری از آن‌ها در ایران آموزش پیشرفته دیده‌اند، به عنوان هسته‌های پنهان فعالیت می‌کنند. حمایت عملیاتی حزب‌الله از ایران، تنگنای تازه‌ای برای بی‌ثباتی کنونی خاورمیانه به وجود می‌آورد. حوادث در ایران، سوریه، حزب‌الله و روند صلح اعراب و اسرائیل به هم مرتبط هستند. ترکیب عملیات‌های پنهان علیه برنامه هسته‌ای ایران و نیز تحریم‌های بین‌المللی احتمالاً به افزایش حملات نامتقارن خواهد انجامد. به منظور محدودسازی حمایت عملیاتی حزب‌الله از ایران، می‌بایست اقدامات دیپلماتیک در سوریه برای ایجاد دولت وحدت ملی صورت گیرد و از راهبرد تغییر رژیم در این کشور پرهیز شود. این اقدام می‌تواند نگرانی حزب‌الله از امنیت خود را کاهش دهد و تمرکز این گروه را دوباره به لبنان بازگرداند.

پاسخ: جهت‌گیری تحلیلی این هفته‌نامه ترکیه‌ای تا حد زیادی متأثر از مواضع دولت ترکیه است. نویسنده در بحث ایران، حزب‌الله و سوریه از ادبیات ویژه «محور مقاومت» می‌گریزد و از ادبیات معمولی استفاده می‌کند. همگام و همراه با دستگاه تبلیغاتی صهیونیستی و استکباری به حزب‌الله تهمت تروریستی می‌زند؛ اما زمانی که به ترور دانشمندان هسته‌ای ایران می‌رسد، از داوری مستقیم پرهیز می‌کند و می‌نویسد: «دولت ایران سرویس جاسوسی اسرائیل را به ترور دانشمندان هسته‌ای ایران و سایر خرابکاری‌ها متهم می‌کند.» نویسنده در بخش پایانی با تغییر جهت در تحلیل، نگاهش را به واقعیات سوریه نزدیک‌تر می‌کند.