پایگاه اینترنتی آسیاتایمز 5 آگوست 2012 (15 مرداد) در مقاله‌ای به تحریم‌های غرب علیه ایران پرداخت و نوشت: همزمان با اینکه احمدی‌نژاد جایگاه خود را از دست داده، ستاره بخت آقای هاشمی پرفروغ‌تر شده است. شاهد هستیم که آقای هاشمی در جایگاه خود در مجمع تشخیص تثبیت شده است. در صورتی که آقای هاشمی یا شخصی دیگر اختیارعمل کسب کند تا برای حل‌وفصل مسئله هسته‌ای به گروه 1+5 امتیاز دهد، نتیجه آن بسیار جالب توجه خواهد بود. باراک اوباما نیز پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری در ماه نوامبر نمی‌تواند با هیچ گونه امتیازی موافقت کند و در واقع رئیس‌جمهور و کنگره آمریکا تمایل دارند تحریم‌های بیشتری را به‌دلیل عدم تأثیرگذاری جدی تحریم‌های کنونی، اعمال کنند.

در ادامه مقاله آمده است: رئیس‌جمهور آمریکا پس از انتخابات هر کسی که باشد، به لحاظ سیاسی اعطای امتیاز به ایران را به‌دلیل تأثیرگذاری لابی اسرائیل بسیار دشوار خواهد یافت. با وجود این، نه‌تنها حل‌وفصل مسئله هسته‌ای ایران و مصالحه مقامات این کشور، نگرانی‌های روسیه و چین را برطرف می‌کند، بلکه می‌تواند گفت‌وگوکنندگان اروپایی را در موقعیت بسیار دشواری قرار دهد. در عین حال، بحران اقتصادی اروپا نیز در این شرایط اهمیت دارد. در حالی که رهبران اروپا به آمریکا چشم دوخته‌اند، شاهد هستیم که این اتحادیه برای کسب حمایت کمتر روی حمایت کشورهای شرقی حساب باز می‌کنند.

در پایان مقاله آمده است: بنابراین پرسشی که باید از اتحادیه اروپا پرسیده شود این است که آیا آن‌ها آماده پیوستن به چارچوب همکاری‌های سیاسی و اقتصادی اوراسیا هستند که مبتنی بر انرژی و تجارت است یا اینکه ترجیح می‌دهند همچنان خود را در چارچوب اقتصادی معیوب و در هم شکسته قرار دهند؟ پرسش این است که آیا اقدام ایران در قربانی کردن انرژی هسته‌ای خود می‌تواند شرایط بازی را تغییر دهد؟ زمان همچنان می‌گذرد و حرکت بعدی ایران نیز در نشست این کشور با گروه 1+5 در چین مشخص خواهد شد.

پاسخ‌: مطالب فوق، نمونه‌ای از تحلیل‌های متعددی است که این روزها در رسانه‌های مختلف دیده می‌شود. پراکنده بودن موضوعات و تلاش بی‌حاصل نویسنده برای برقراری پیوند معنادار آن‌ها با یکدیگر از یک‌سو نشانگر پیچیده‌بودن معادله چند عاملی موجود است و از سوی دیگر هم مؤید آن است که هر کسی به صرف استفاده از موضوعات موجود و قرار دادن آن‌ها در ذیل یک یادداشت و مقاله، نمی‌تواند وانمود کند مسئله را خوب درک و تحلیل کرده است. درباره انبوه تحلیل‌های موجود که ضعفی مشابه ضعف مطلب فوق دارند، سه قضاوت وجود دارد: 1- استکبار برای تضعیف روحیه مسئولان و مردم ایران این تحلیل‌ها را منتشر می‌کند. 2- ناتوانی تحلیل‌گران منجر به شیوع این تحلیل‌ها شده است. 3- هر دو مورد، با لحاظ کردن اینکه تا حد زیادی تأمین‌کننده نظر استکبار است.