انفجار شدید دیروز بیروت می‌تواند اوضاع پیچیده منطقه را پیچیده‌تر کند. درباره این انفجار که خسارات جانی و مالی زیادی برجای گذاشت، دو نگاه کلی وجود دارد. برخی آن را به درگیری‌های داخلی گروه‌های مسیحی نسبت می‌دهند و معتقدند این انفجار، کار نیروهای «سمیر جعجع» رئیس سابق فالانژها، است که در پی اختلاف شدید وی با سایر گروه‌های مارونی برنامه‌ریزی و اجرا شد و برخی نیز در داخل لبنان و خارج از آن، این انفجار را به سوریه نسبت می‌دهند. «ولید جنبلاط» و رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی، العربیه و الجزیره این دیدگاه را ترویج و تقویت می‌کنند. چنانچه نگاه اول درست باشد، از اهمیت موضوع کاسته می‌شود و در حد یک مقوله داخلی باقی می‌ماند؛ اما چنانچه موضوع با خارج از جغرافیای لبنان ارتباط پیدا کند، بسیار حساس و خطرناک می‌شود و اهمیت زیادی پیدا می‌کند. از نوع موضع‌گیری‌هایی که سوریه را متهم می‌کند، می‌توان حدس زد‌ موضوع با خارج از لبنان ارتباط دارد؛ به‌ویژه اینکه این حادثه همزمان با سفر اخضر ابراهیمی به سوریه و فراهم کردن زمینه‌های آتش‌بس تا عید قربان رخ داد. از این منظر مشخص می‌شود که عده‌ای نمی‌خواهند در منطقه آرامش برقرار شود و برعکس، تلاش می‌کنند با دامن زدن به اقدامات جنایت‌بار و تروریستی، بر نگرانی کشورهای غربی حامی تروریسم بیفزایند و آن‌ها را به دخالت بیشتر در مسائل سوریه ترغیب کنند. دو نشانه، این نظر را تقویت می‌کند:

1-       انفجار در بخش شرقی بیروت رخ داد که مسیحی‌نشین است.

2-      در این انفجار «وسام الحسن» رئیس بخش اطلاعات امنیت ملی لبنان، کشته شد که گروه‌های لبنانی مخالف سوریه تلاش کرده‌اند وی را ضدسوری معرفی کنند. باتوجه به‌اینکه اگر مردم و گروه‌های لبنانی و دولت هوشیار نباشند، این حادثه و تبلیغات جهت‌دار و تحلیل‌های سوئی که از آن می‌شود، می‌تواند دو پیامد داشته باشد: 1- شدت گرفتن اختلافات و درگیری‌های داخلی در لبنان که قطعاً به ضرر حزب‌الله و سوریه است. 2- وارد شدن فشار بیشتر بر سوریه در زمانی که این کشور در آستانه موفقیت‌های مهم قرار دارد؛ بنابراین می‌توان فهرستی متشکل از رژیم صهیونیستی، گروه‌های داخلی لبنانی مخالف سوریه، قطر، عربستان و... را به‌عنوان عاملان اصلی این حادثه تنظیم کرد، بدون اینکه مشخصاً روی یکی از آن‌ها علامت زد؛ زیرا مهم، شناخت مجموعه‌ای است که جنایت را آفرید نه نام و عنوان آن!