روزنامه هاآرتص 19 دسامبر 2012 (29 آذر) در مقاله‌ای به راهبردهای رژیم صهیونیستی در برابر ایران پرداخت و نوشت: چرا در چند هفته گذشته دیگر بحث ایران به‌عنوان تهدید وجودی داغ نیست، حتی تصویری که نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل به نمایش درآورد، فراموش شده است؟ آیا در این مدت تحولاتی صورت گرفته که ما از آن بی‌خبریم؟ یا شاید تحولات سوریه جدی‌تر دنبال می‌شود؟ روسیه و ترکیه در مورد اجرای طرحی برای کنار رفتن بشار اسد بحث و تبادل نظر می‌کنند. آمریکا ائتلاف گروه‌های مخالف به‌عنوان دولت جایگزین را مد نظر قرار داده و حتی حزب‌الله گزینه‌های خود را بررسی می‌کند. در عین‌حال، مصر به‌عنوان صحنه نبرد سیاسی شدید نه‌تنها وضعیت و قدرت رئیس‌جمهور را تعیین خواهد کرد، بلکه ویژگی این کشور و روابط آن با سایر کشورهای منطقه از جمله اسرائیل[رژیم صهیونیستی] تعیین خواهد شد.

در ادامه مقاله آمده است: مسئله پذیرش فلسطین به‌عنوان کشور ناظر و غیرعضو در سازمان ملل بر چالش‌های اسرائیل افزوده است. این پرسش که آیا انتفاضه سومی روی خواهد داد یا خیر، تنها یک مسئله نظامی است؛ به‌گونه‌ای که گویی رابطه‌ای با تصمیم‌های دیپلماتیک یا دیدگاه راهبردی ما در برابر تحولات جهانی ندارد. نیروی دفاعی اسرائیل آنچنان که می‌دانیم، آماده مقابله با هر مسئله‌ احتمالی است و در عین‌حال سیاست اسرائیل در اراضی را مشخص خواهد کرد. بنابراین چرا زمان ارزشمند رهبران‌مان را برای چنین مسائل فنی تلف کنیم؟ به علاوه، بحث سیاسی واقعی این نیست که آیا باید از اراضی خارج شویم یا خیر؟ و این نیست که آیا باید ابتکارعملی دیپلماتیک پیشنهاد کنیم یا برای نابودی حکومت خودگردان منتظر بمانیم؟ تصمیم سرنوشت‌ساز ریاست حزب کارگر باید در مورد مسائل دیپلماتیک صحبت کند یا اینکه دستورکار اجتماعی- اقتصادی ارائه دهد. البته انتظار نمی‌رود نتانیاهو اقدام خاصی صورت دهد. آزمون سیاسی جدی این است که چه کسی با هوشمندی از کشمکش‌ها به‌منظور کسب آرای بیشتر استفاده خواهد کرد؟ در این آزمون «رأی فلسطینی‌ها» در سازمان ملل تنها می‌تواند به نامزدها آسیب بزند. حال محیط امنیتی شهروندان اسرائیل پس از عضویت فلسطین در سازمان ملل تا چه حد تغییر کرده است

در پایان مقاله آمده است: ایران مسئله‌ای متفاوت است. این کشور توانمندی‌های فنی تأثیرگذاری دارد و در عین‌حال همچنان برای تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای از طریق توانمندی هسته‌ای بلندپروازی دارد. اما در صورتی که اسرائیل بتواند در طول انتخابات خوب عمل کند، چگونه خواهد توانست اذهان عمومی جهان علیه ایران را دوباره بسیج کند؟ چه کسی دیگر به ایران به‌عنوان تهدید خواهد نگریست، در حالی که اسرائیل خود به ایران امتیاز می‌دهد؛ اول امتیاز پرهیز از مانع‌آفرینی علیه انتخاب مجدد اوباما و دوم، هدایت انتخابات اسرائیل بدون اظهارنظرها و تصمیمات راهبردی. مبارزات انتخابات جاری در مورد حمله به ایران یا احیای روند صلح با فلسطینی‌ها نخواهد بود. هر کسی که در این انتخابات به ایران و فلسطین به‌عنوان تهدید وجودی می‌نگرد، باید آن‌ها را در صدر فهرست اولویت‌های خود قرار دهد و از مردم مصرانه بخواهد به‌منظور نجات و بقای کشور به او رأی دهند. ایران و فلسطین شمشیرهای دوقلویی هستند که زیر گلوی اسرائیل قرار گرفته‌اند.