روزنامه گاردین 20 آگوست 2013 (29مرداد) در مقاله‌ای به بررسی و مقایسه انقلاب اسلامی ایران و مصر پرداخت و نوشت: هنگامی که آیت‌الله خمینی از موج اسلام‌گرایی برای ایجاد جمهوری نوپا استفاده کرد، وضعیت به سویی رفت که اعدام‌هایی صورت گرفت و جنگ با عراق نیز به موازات آن آغاز شد. ماه ژوئیه ارتش مصر با دادن اولتیماتوم به محمد مرسی خوب عمل کرد. به این طریق که مرسی به اعتراضات مردم معترض گوش فرا دهد یا اینکه با نقشه راه جدید ارتش روبه‌رو شود تا چالش‌های سیاسی و اقتصادی کشور حل‌وفصل شود. یک گروه مخالف ظاهراً بیش از 20 میلیون امضا برای استعفای مرسی جمع‌آوری کرده بود.

در ادامه مقاله آمده است: با سرنگونی مرسی، انقلاب مصر وضعیت ویژه‌ای را تجربه می‌کند و وارد مرحله تازه‌ای از خشونت شده که میانجی‌گری‌های بین‌المللی نیز نتوانسته به حل‌وفصل آن کمک کند. مسئله کلیدی در حال حاضر این است که این کشمکش چه تأثیری بر روند انقلاب مصر خواهد گذاشت. منطقه، تشنه سیاست‌های انقلابی نیست و به‌ویژه تجربه انقلاب ایران و جنگ عراق علیه این کشور به‌طور مشخص، بسیاری از واقعیت‌ها را مشخص می‌کند. برخی انقلاب‌ها مانند انقلاب فرانسه به سوی جنگ کشیده شدند. دیگران با سرپیچی، جنگ را تحریک کردند که آمریکا نمونه آن است. 22 سپتامبر 1980 پس از آنکه از استقرار رسمی جمهوری اسلامی می‌گذشت، صدام به ایران حمله کرد. نتیجه آن، هشت سال جنگ بود که طی آن، چندین بار تسلیحات شیمیایی علیه ایران استفاده شد و صدها هزار کشته محصول آن بود.

در پایان مقاله آمده است: نتیجه مثبت جنگ برای حکومت نوپای ایران این بود که یک بسیج عمومی حول رژیم به‌وجود آمد. مداخله نظامی ارتش در مصر ظاهراً شباهتی با حمله صدام به ایران ندارد. مسئله کلیدی در مصر اختلافات عمیق در درون جامعه مصر است. در واقع، همان‌طور که جنگ عراق باعث ایجاد وحدت در ایران شد، جنگ و کشتارهای گسترده ارتش ممکن است وضعیت را برای ایجاد وحدت حول محور اخوان‌المسلمین در مصر ایجاد کند و مصر وارد مرحله تازه‌ای شود. گزارش‌های رسمی از مصر حاکی است که صدها نفر این هفته کشته شده‌اند. سرکوب گسترده طرفداران مرسی محصول طبیعی کودتای اخیر بود که خطر گسترش خشونت و بی‌ثباتی را به همراه داشته است. مشخص است که چنین حملاتی در حقیقیت ممکن است مسئله‌ را جدی‌تر و اخوان‌ را قدرتمندتر کند. در نبود یک راه‌حل فوری، شاید خطر ناآرامی این مسئله باشد که اخوان شبیه انقلاب نوپای ایران در دهه 1980 تصمیم بگیرد از شروع جنگی تمام‌عیار در داخل، بیشترین بهره‌برداری را داشته باشد.

تحلیل‌: نویسنده قصد دارد با مقایسه‌ای ناقص و درهم ریخته بین انقلاب اسلامی ایران و مصر، از کودتای ارتش حمایت کند و آن را موجه نشان دهد. وی برای رسیدن به این هدف ارتش را دلسوز کشور و مردم مصر می‌نمایاند، حال آنکه ارتش مصر ده‌ها سال وابسته به آمریکا بوده و پس از بیداری اسلامی نیز ساختار و ارکان آن حفظ شده، بنابراین نمی‌توان از چنین ارتشی انتظار اقداماتی خلاف منافع آمریکا داشت. دلسوزان واقعی مصر را باید در میان مردم این کشور یافت که این روزها ارتش مصر با آتش و گلوله با آن‌ها برخورد می‌کند.