|
ولایت... بصیرت... افسر جنگ نرم
آیا اوباما در مورد حمله به ایران بلوف میزند؟پایگاه اینترنتی واشنگتنتایمز 13 مارس 2012 (23 اسفند) در مقالهای به ادعای باراک اوباما در مورد استفاده از نیروی نظامی برای توقف برنامه هستهای ایران پرداخت و نوشت: مطابق نظر تحلیلگران امنیت ملی، پیشینه دولت اوباما نشاندهنده پرهیز وی از اقدامات یکجانبه در بحرانهای بینالمللی است. آقای اوباما در دیدارهای هفته گذشته خود با مقامات اسرائیلی، تحت فشار بود تا به این کشور یهودی به منظور حمله هوایی علیه تأسیسات هستهای ایران کمک کند. وی خواستار زمان بیشتر برای تأثیرگذاری تحریمها شد؛ اما گفت در صورت نیاز برای توسل به زور تردید نخواهد کرد. در ادامه مقاله آمده است: آقای پولاک که به مطالعات خلیجفارس در مؤسسه بروکینگز میپردازد، میگوید: «تعهد اوباما برای استفاده از تمام ابزارها علیه ایران، صفحهای از دکترین امنیت ملی جورج بوش است... در صورتی که او از آن مسیر در مورد ایران پیروی کند، او بلوف نمیزند و در نهایت، متوسل بهزور خواهد شد و این موضوع، دکترین اوباما نیست؛ بلکه متعلق به جورج بوش است.» «جی کارنی»، مدیر مطبوعاتی کاخ سفید، در مورد ایران گفت: «مسیر و تصمیم آقای اوباما تحت تأثیر جنگطلبی نامزدهای جمهوریخواه در انتخابات ریاستجمهوری قرار نخواهد گرفت... بحثهای بسیاری در مورد راهبردهای مقابله با ایران بهعنوان بخشی از بحثهای سیاسی در آمریکا وجود دارد؛ اما اگر نگاهی به آنچه که عملاً اتفاق میافتد بیندازید، میبینید رئیسجمهور تمام امور را انجام میدهد و این اقدام را طی سه سال گذشته به پیش برده است... آنچه باقی مانده، آغاز جنگ است.» در طول خیزشهای مردمی یک سال گذشته در سوریه، آقای اوباما در برابر درخواستها برای مداخله نظامی در این کشور مقاومت کرده است. در مورد ایران نیز اوباما به تلاشهای دیپلماتیک بها داده تا از این طریق به ایران اجازه داده شود در مورد مواضع خود بازنگری کند؛ اما برخی تحلیلگران میگویند این خطر وجود دارد که طولانی شدن گفتوگوها بهسادگی به ایرانیها زمان بیشتری برای تکمیل بلندپروازیهای هستهای میدهد. «جیمز کارافانو»، تحلیلگر امنیت ملی در بنیاد هریتج میگوید: «دیپلماسی در مورد ایران کارساز نیست؛ زیرا شما نمیتوانید با رژیمی گفتوگو کنید که تنها هدفش ساختن بمب هستهای است.» پاسخ: فشار صهیونیستها به اوباما برای مشارکت در حمله به ایران از یکسو و جار و جنجال تبلیغات انتخاباتی نامزدهای جمهوریخواه از سوی دیگر بهدنبال بر هم زدن راهبرد آمریکا در روش برخورد با ایران است. صهیونیستها جنگ میخواهند تا بهگمان خود مصونیت پیدا کنند جمهوریخواهان جنگ میخواهند تا دوباره به کاخ سفید باز کردند و اوباما هم با توجه به پیامدهای جنگ، درصدد است طوری رفتار کند که کاخ سفید را از دست ندهد. مقالهای پر از تناقض
پایگاه اینترنتی هافینگتنپست 12 مارس 2012 (22 اسفند) در مقالهای، به میزان تأثیرگذاری تحریمها علیه ایران پرداخت و نوشت: تحریمهای نفتی اتحادیه اروپا به طور گستردهای از سوی مخالفان جمهوری اسلامی به عنوان اقدامی نمادین تلقی شده است، هرچند فشار آن بر اقتصاد ایران ظاهراً جدیترین ضربه را زده است. با انتخابات پارلمانی ایران که این کشور را به سوی رژیمی بسیار محافظهکار پیش برد، ایران ممکن است خود را بیش از گذشته منزوی ببیند. از سوی دیگر، فاصله زمانی تا اجرایی شدن تحریمهای نفتی، این فرصت را داده است که ایران برای یافتن بازارهای جدید اقداماتی انجام دهد. دولتهای آمریکا و اروپا فشارهای اقتصادی بر ایران را به منظور متقاعد کردن این کشور به توقف برنامه هستهای تشدید کردهاند. مخالفان غربی معتقدند ایران فناوری مورد نیاز برای ساخت بمب را پیش میبرد و ایران نیز بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود تأکید میکند. در ادامه مقاله آمده است: تحریمها تنها میتواند به اقتصاد و منابع مالی ایران ضربه بزند؛ اما در توقف مسیر هستهای ناکارآمد خواهد بود. باوجود آنکه مقامات شرکت شل اعلام کردهاند پایبند به تحریمها علیه ایران هستند؛ اما گزارشها حاکی است این شرکت حدود 5/1میلیون بشکه نفت خام ایران را از بندری نزدیک سنگاپور تحویل گرفته است. باوجود این، باید گفت تحریمها قوانینی هستند که میتوانند شکسته شوند. ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت خام است که بهنظر نامحتمل میرسد که خریداران نفت این کشور بهطور کامل از خرید آن انصراف دهند. در پایان مقاله آمده است: ایران بازی ژئوپولیتیک را بسیار خوب به پیش میبرد؛ زیرا در عینحال که به بازرسیهای هستهای آژانس تداوم میبخشد، زمان کافی برای ادامه غنیسازی خود پیدا میکند. تحریمها علیه ایران مطمئناً کارساز است و از بسیاری از جنبهها بهتر از گذشته بوده است. اما پرسش این است که آیا متحدان غربی میتوانند ایران را از پنج عضو مهم تولیدکننده اوپک به پایین بکشند؟ پاسخ: از نکات مهم و برجسته این مقاله که بسیار به چشم میآید، تناقض زیاد در نوشتار آن است؛ یعنی در عین حالی که نویسنده سعی کرده القا کند که تحریم نفتی ایران بر اقتصاد آن ضربه جدی زده است! اما در سطور بعدی با نقض این گفته، مینویسد: «... به نظر نامحتمل میرسد که خریداران نفت این کشور بهطور کامل از خرید آن انصراف دهند.» و در عینحال از خرید 5/1 میلیون بشکه نفت از سوی شرکت شل از ایران باوجودیکه مقامات این شرکت پیشتر گفته بودند از تحریم نفتی ایران حمایت میکنند، خبر میدهد. آنچه امروز در دنیای واقعی مشاهده میکنیم، افزایش مهارنشدنی قیمت نفت پس از حماقت تحریم نفتی ایران از سوی اروپا است که این افزایش، قطعاً بهنفع ایران است نه اروپا و آمریکا! پس بازنده اصلی این بازی، غربیها هستند، هرچند گهگاه با نوشتن مطالب متناقض سعی دارند به خود و همپیمانانشان روحیه دهند! چنبره آیپک بر سیاست های ایالات متحدهکنفرانس سالانه آیپک هر سال در روزهای چهارم تا ششم مارس در واشنگتن برگزار میشود که سخنرانان امسال این کنفرانس بنیامین نتانیاهو، باراک اوباما، لئون پانتا ، نیوت گینگیریج و شمار دیگری از سیاستمداران آمریکایی و اسرائیلی بودند. لابی صهیونیستی آیپک در راستای منافع اسرائیل گام بر می¬دارد و با اعمال نفوذ گسترده در تمام نهادهای بین المللی اقدام به پیشبرد سیاست¬های اسرائیل در جهان به ویژه در خاورمیانه میکند و بدون توجه به منافع وامنیت آمریکا این کشور را قربانی اهداف صهیونیستها میکند و این عملکرد آیپک خطراتی را برای ایالات متحده در بر دارد: - آیپک با اعمال نفوذ در کنگره به دنبال ترغیب کنگره برای رویارویی نظامی آمریکا با ایران است. آیپک خواستار حمله آمریکا به ایران برای توقف برنامه هستهای این کشور است، این در حالی است که اسرائیل مجهز به صدها کلاهک هسته¬ای است و از طرفی هیلاری کلینتون اعلام کرده است که ایران به دنبال ساخت تسلیحات هسته-ای نیست . و یکی از آمریکایی¬های سازمان دهنده جنبش تسخیر آیپک در این باره می¬گوید: آمریکا در ده سال گذشته درگیر جنگ بوده و مردم ایالات متحده به سیاست جدیدی نیاز دارند که بر دیپلماسی تمرکز داشته باشد ولی آیپک ما را در مسیر خطرناک جنگ با ایران سوق می¬دهد. - ترویج سیاستهای اسرائیل از سوی آیپک در تضاد با قوانین بینالمللی است.گسترش شهرکسازی اسرائیل در اراضی اشغالی کرانه باختری و تصرف زمین¬های فلسطینیان و تخریب خانه¬های فلسطینیان از سیاستهای آیپک است و تداوم این سیاست¬ها دستیابی به فرآیند صلح در خاورمیانه را غیرممکن میسازد. - آیپک با اعمال نفوذ بر دولت آمریکا اقدام به اعمال تحریم نفتی علیه ایران کرده است و این اقدام منجر به افزایش قیمت نفت و التهاب در بازار نفت شده است که این روند تهدیدی برای اقتصاد متزلزل آمریکا به شمار میآید - درخواست آیپک از واشنگتن برای حمایت و پشتیبانی کامل از اسرائیل برای امنیت ملی آمریکا تهدید جدی به حساب می¬آید.حمایت آمریکا از اسرائیل به افزایش روزافزون احساسات ضد امریکایی در خاورمیانه منجر شده است به نحوی که همواره در بین ملت¬های خاورمیانه شعار مرگ بر آمریکا طنین انداز است.. ژنرال دیوید پترائوس به این امر اذعان کرده که حمایت واشنگتن از اسرائیل در جنگ میان اسرائیل و فلسطین احساسات ضد آمریکایی را به طور چشمگیری افزایش داده است . - افزایش انزجار از آمریکا در سازمان ملل . آیپک واشنگتن را وادار به مخالفت با قطعنامههای ضد اسرائیلی در سازمان ملل میکند. از سال 1972 تاکنون واشنگتن بیش از 44 قطعنامه شورای امنیت را که در محکومیت جنایات اسرائیل علیه فلسطینیان صادر شده است وتو کرده است. - متهم کردن منتقدان اسرائیل به ضد یهودی بودن . هر کسی که در ایالات متحده از رژیم اسرائیل انتقاد کند از سوی آیپک به ضد یهودی بودن متهم میشود. این اقدام آیپک مباحث و مناظراتی که¬ در راستای سیاستگذاری¬های دموکراتیک باشدرا سرکوب میکند که از جمله آنها حمله اخیر آیپک به کارکنان مرکز توسعه آمریکا نمونه بارز سیاستهای این لابی صهیونیستی برای خاموش کردن انتقادات از اسرائیل است. - آیپک همواره آمریکا را در حمایت از جنبشهای دموکراسیخواه در جهان عرب برحذر داشته است آمریکا در جهان عرب به دنبال منافع اسرائیل است و نه حامی آرمان¬ دموکراسیخواهی مردم منطقه ، و از دولت¬های فاسد ی چون رژیم حسنی مبارک که دارای روابط دوستانه با اسرائیل بود حمایت کرده است ولی در مقابل خواست مردم مقابله می¬کند و به دنبال بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه،آمریکا هر روز منزوی¬تر ازقبل می¬شود. - اختصاص پول مالیات دهنگان آمریکایی به اسرائیل.در حالی که آمریکا دچار رکود اقتصادی است واز بحران مالی رنج میبرد بودجههای عمومی اقشار مختلف مردم آمریکا کاهش یافته ولی آیپک مانع از کاهش بودجه نظامی اسرائیل میشود و به واسطه آیپک سالانه 3 میلیارد دلار از پول مالیات دهندگان آمریکایی به سمت اسرائیل سرازیر می¬شود در حالی که آمار بی¬خانمان¬ها هر روز در آمریکا افزایش می-یابد. - سرازیر شدن پول های اختصاص یافته به کشورهای فقیر به سمت اسرائیل. اسرائیل بیشترین دلارهای مالیاتی را از آمریکا دریافت میکند و بخش عمده کمک-های مالی که آمریکا باید در راستای کمک¬های بشردوستانه به کشورهای فقیر اختصاص دهد به اسرائیل سرازیر می¬شود. آیپک (AIPAC) یکی ازمهمترین سازمانهای یهودی در آمریکا است که نقش تعیین کننده¬ای در تمام سیاست¬های آمریکا در سطح جهانی ایفا می¬کند . آیپک هسته نفوذ لابی در کنگره را تشکیل میدهد. موفقیت آیپک، به توانایی آن در اعطای پاداش به آن دسته از قانونگذاران و کاندیداهای کنگره است که از برنامههای آنها حمایت می¬کنند. در انتخابات آمریکا پول نقش تعیین کننده¬ای دارد و آیپک به کاندیداها وعده می¬دهد که آنها از طرف بسیاری از کمیتههای طرفدار اسرائیل، کمک¬های مالی گسترده ای دریافت می¬کنند. نفوذ آیپک در کنگره به نحوی است که این موضوع در میان اعضای کنگره و کارمندان آن امری جا افتاده است. بنیاد جامعه باز ( بنیاد جورج سوروس ) یکی از زیر شاخه های این سازمان صهیونیستی است که نقش عمده ای در شکل¬گیری انقلاب¬های نرم در کشورهای مختلف جهان از جمله اتحاد جماهیر شوروی داشت. یکی دیگر از زیر شاخه¬های آیپک، مؤسسه سیاستهای خاور نزدیک واشنگتن است که به عنوان جناحی از آیپک، بر سیاستهای آمریکا تأثیرگذار است و پرسنل وزارت امور خارجه و ارتش جهت یادگیری مسایل خاورمیانه به این مؤسسه اعزام میشوند. آنها در این مؤسسه آموزش¬های پیشرفته¬ای می¬بینند زیرا اغلب اساتید اسراییلی آن حرفهای هستند و مؤسسه در واقع مرکزی برای اندیشمندانی است که در خدمت این ایدئولوژی قرارگرفتهاند. آیپک سازمانی است که بر همه فعالیت¬های سیاسی آمریکا تسلط کامل دارد و کاندیداهایی در آمریکا به پیروزی می¬رسند که تحت حمایت و پشتیانی مالی این سازمان قرار گرفته باشند؛ بنابراین انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا به هیچ وجه موضع دولت آمریکا را در سطح جهانی تغییر نخواهد داد و در حقیقت مردم آمریکا در انتخاب سرنوشت مملکتشان نقش چندانی ندارند و گروهی متشکل از 60 هزار نفر یهودی به نمایندگی از پنج تا شش میلیون یهودی اسراییل، اداره دولت و ارتش ایالات متحده را بر عهده دارند و اوباما اکنون در لابی اسرائیلی گرفتار شده است و برای پیروزی در انتخابات باید نظر آنها را جلب کند و به رغم جنایات اسرائیل علیه فلسطینیان در جلسه ۴ مارس (۱۴ اسفند ) آیپک گفت : به امنیت رژیم اسرائیل متعهد بوده و خواهد بود و این تعهد را در دوران ریاست جمهوری خود ثابت کرده است. پایان چنبره آیپک بر سیاست های ایالات متحده (1)کمیته امور روابط عمومی آمریکا و اسرائیل موسوم به "آیپک" از قدرتمندترین سازمانهای لابی در آمریکاست که از سال ۱۹۶۲ تاکنون در آمریکا فعالیت دارد. آیپک نقشی مؤثر و انکارناپذیر در سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا را در سطح کلان بر عهده دارد و از سیاستهای اسرائیلی در کنگره و شاخه اجرایی کاخ سفید حمایت میکند. این گروه از همه اعضای کنگره میخواهد در چارچوب کمکهای خارجی از اسرائیل حمایت کنند. کمیته امور روابط عمومی آمریکا و اسرائیل موسوم به "آیپک" از قدرتمندترین سازمانهای لابی در آمریکاست که از سال ۱۹۶۲ تاکنون در آمریکا فعالیت دارد. آیپک نقشی مؤثر و انکارناپذیر در سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا را در سطح کلان بر عهده دارد و از سیاستهای اسرائیلی در کنگره و شاخه اجرایی کاخ سفید حمایت میکند. این گروه از همه اعضای کنگره میخواهد در چارچوب کمکهای خارجی از اسرائیل حمایت کنند. شکل گیری آیپک به 16 اکتبر 1948 بازمیگردد. در این تاریخ ایسایا ال. کنین( یک آمریکایی که در مذاکرات مربوط به نزاع اعراب و اسرائیل به عنوان یک لابیگر بسیار فعال در دهه چهل در جهت منافع اسرائیل فعالیت می کرده است) بنیانگذار آیپک، و چهار نفر دیگر، دفتر اطلاعات اسرائیل را تأسیس کردند که این دفتر به بخشی از وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی تبدیل شد. دفتر اطلاعات اسرائیل (IOI) دفاتر دیگری را در نیویورک، واشنگتن و لسآنجلس تأسیس کرد تا این دفاتر بررسی کنند که مقامات صهیونیستی چگونه میتوانند از طریق روابط عمومی، برنامههای لابیگری خود را عملی سازند و به این ترتیب قدرت و حمایت مالی سازمانها و حامیان رژیم صهیونیستی در آمریکا را کنترل کنند. کنین مؤسس دفتر اطلاعات اسرائیل،در سال 1937 و در زمانی که به عنوان روزنامهنگار در روزنامه پلین دیلر در کلیولند فعالیت می¬کرده ، عضو حزب کمونیست شده است، اما وی هیچگاه تحت بازجویی جنایی قرار نگرفت. کنین با افراد زیادی از شهروندان ایالات متحده و کشورهای خارجی دیگر که هدف جاسوسی، عملیاتهای ضد جاسوسی خارجی و تجسسهای امنیتی داخلی قرار گرفته بودند ارتباط برقرار کرده بود (افرادی از قبیل آبراهام فینبرگ لابیگر بسیار بزرگ، دیپلماتهای صهیونیستی و بسیاری از افسرهای موساد). به همین دلیل است که همه تحرکات کنین در صدها صفحه از اسناد افشا شده افبیآی ذکر شده است . ایسایا کنین پس از ترک روزنامه پلین دیلر به یکی از عوامل باتجربه روابط عمومی در بخش مدیریت هیئت اعزامی سازمان ملل به رژیم صهیونیستی تبدیل شد و به خاطر تیزهوشی و همچنین آشنایی کنین به روابط عمومی،دفتر اطلاعات اسرائیل توانست رسانههای آمریکایی را به محلی برای تبلیغات رژیم صهیونیستی تبدیل کند. موضوع یکی از نشستهای هیئت رئیسه روابط عمومی دفتر اطلاعات اسرائیل که در تاریخ 9 می 1949 در خانه سرکنسول رژیم صهیونیستی در نیویورک برگزار شد، تلاش در جهت تصویب برنامههای رسانهای در آمریکا بود که به منظور تقویت اقتصاد رژیم صهیونیستی برگزار شده بود. دفتر اطلاعات اسرائیل میخواست با تأمین بودجه برای برنامههای مهم تبلیغاتی در هشت تا دوازده مجله برتر از جمله : ریدرز دایجست و کازموپولیتن ، مقالاتی را به چاپ برساند،. بیشترین تمرکز دفتر اطلاعات اسرائیل در نیویورک برسازمان ملل و رسانههای نیویورک بود؛ در حالی که دفتر اطلاعات اسرائیل در واشنگتن تمام توجه خود را بر سفارتخانهها، کنگره، مطبوعات واشنگتن و کلوپ ملی مطبوعات آمریکا متمرکز کرده بود. دفتر اطلاعات اسرائیل یا بازوی جاسوسی موساد در جلسه 18 ژوئیه 1949 اعلام کرد که موشه شارت وزیر خارجه، با همکاری روون شیلوا و الیاهو ایلاث سفیر رژیم صهیونیستی در آمریکا، اخیراً جلسهای در مورد راهبرد روابط عمومی برگزار کرده و تصمیمات جدیدی اتخاذ کردهاند. کنین گزارش داد که دفتر اطلاعات اسرائیل در نیویورک با مدیریت وی، آماده پذیرش این مسئولیت است. دفتر اطلاعات اسرائیل در نیویورک وظیفه دریافت تلگرافهای اطلاعاتی از رژیم صهیونیستی را به عهده داشت. یکی از اعضا، مسؤل رمزگشایی این تلگرافها بود . بخشهای مختلف دفتر اطلاعات اسرائیل با برنامه¬ریزی حساب شده در سراسر آمریکا ارتباطات محرمانه ای را در بین خود پایهگذاری کرده بودند. با افشای اسناد سری دولت آمریکا به وسیله رژیم صهیونیستی در سال 1949 بود که کنین پیشنویس یک گزارش سری در زمینه راهبرد های دفتر اطلاعات اسرائیل را تدوین کرد که حاوی سؤالاتی از جمله این که وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی چگونه میتواند برنامههای سیاستی و روابط عمومی خود را به مؤثرترین وجه در آمریکا تحقق بخشد. درگزارش کنین بیان شده بود که چگونه دفتر اطلاعات اسرائیل در نیویورک اطلاعات تلآویو را در آمریکا به اخبار تبدیل میکند. افبیآی اشاره میکند که دفتر اطلاعات اسرائیل در نیویورک اسناد را در رسانههای عمومی و برای عموم مردم منتشر میکند و در حقیقت دفتر اطلاعات اسرائیل در واشنگتن، پایگاه اطلاعاتی تلآویو است . کنین در سپتامبر 1949 شروع به انتشار اخبار هفتگی در سرویسهای خبری، روزنامههای انگلیسی-یهودی، سازمانهای یهودی و اشخاص کرد. افبیآی همچنین اشاره کرد یکی از راهبردهای کنین این بوده که دستگاه رسانهای لابی رژیم صهیونیتی، باید هزینه¬ای برای انتشار اخبار در جهت منافع رژیم صهیونیستی پرداخت کند. کنین در توصیف وظایف اصلی دفتر اطلاعات اسرائیل و با اشاره به نقل مکان قریبالوقوع خود به واشنگتن میگوید:در این گزارش هم چنین آمده است که کنفرانسهای متعددی با حضور نمایندگان آژانسهای یهودی و شورای آمریکایی صهیونیسم برگزار میشد تا سیاستها و تکنیکهای روابط عمومی مورد بحث قرار گیرد. کنین در سال 1951 در خصوص جداییش از دفتر اطلاعات رژیم صهیونیستی با این دفتر واد مذاکره شد. او این اقدام را مطابق دستوری مبنی بر آغاز لابیگری به وسیله سازمانهای شهروندی آمریکایی و با بودجه رژیم صهیونیستی می¬دانست. انگیزه اصلی وی از این اقدام، تلاش برای تصویب قانون کمک مالی به رژیم صهیونیستی بود. کنین در فوریه 1951 به عنوان یک لابیگر داخلی ثبتنام کرد و از دفتر لایحه ثبتنام نمایندگان خارجی وزارت دادگستری خواست تا وی را از لیست نمایندگان خارجی حذف کند. آیپک دفاتر به خود را در واشنگتن، نیویورک و کالیفرنیا تأسیس کرد. این سازمان وظایف وزارت خارجه رژیم صهیونیستی را به عهده گرفت به طوری که نمایندگیهای دفتر اطلاعات اسرائیل کارایی خود را از دست دادند و در نهایت نیز همگی تعطیل شدند. جنایت جدید اشغالگران در افغانستاناشغال و اشغالگری همیشه با ظلم و جنایت همراه بود و در دوره استعمار به اوج رسید و پس از آن دوره هم که انتظار میرفت این خصیصه پلید از بین برود، هیچگاه اینطور نشد و پس از جنگ جهانی دوم، آمریکاییها بودند که در این امر پیشتاز شدند و همچنان نیز پیشتاز هستند. حس شیطانی برتریطلبی و خود برتر دیدن سبب میشود که اشغالگران، خود را مجاز به انجام هر جنایتی ببینند. تلفیق این حس با قدرت و سلطه در عصر حاضر منجر به جنایتهای وحشتناکی شده که برای آن کمتر نمونهای در تاریخ میتوان پیدا کرد. در دهه گذشته تنها در عراق و افغانستان صدها مصداق زجرآور و کشنده یافت میشود که عامل آن، نیروهای نظامی غربی و در رأس آنها آمریکاییها بودهاند. آخرین نمونه چنین جنایت ناشی از اشغالگری، روز گذشته در یکی از روستاهای استان قندهار افغانستان اتفاق افتاد که یک سرباز آمریکایی از پایگاهش بیرون آمد و وارد خانههای مردم روستا شد و با به گلوله بستن مردم بیگناه غیرنظامی، تعدادی مرد، زن و کودک را به قتل رساند. این جنایت آنچنان وحشتناک بود که جهانیان انتظار داشتند پیامد ناشی از آن بتواند تأثیر جدی در روند آینده اشغال افغانستان داشته باشد و غربیها در اینباره به تصمیم جدیدی برسند؛ اما متأسفانه باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا و پانهتا، وزیر دفاع آن، با اظهار تأسف و وعده بررسی موضوع، از کنار این جنایت بسیار فجیع و باورنکردنی گذشتند. اگرچه واکنش مقامات آمریکایی و فرمانده نیروهای نظامی ناتو به این جنایت، ساده و بسیار عادی بود و بهنظر در تصمیم آنها برای ادامه اشغال افغانستان تأثیری نداشته، اما مردم افغانستان آن را نادیده نمیگیرند و در کنار اهانت نظامیان آمریکایی به قرآن قرار میدهند که به سبب اعتراض به آن اهانت هم، چندین افغانی کشته شدند و این هر دو را نیز در کنار صدها جنایت نیروهای اشغالگر غربی میگذارند و در نهایت، اشغالگران را با ذلت و خفت از افغانستان بیرون میکنند. روند تحولات افغانستان مؤید این پیشبینی است که در آینده نزدیک محقق خواهد شد. انشاءالله رئیس سابق موساد: ایرانیان استاد مذاکرهاندمئیر داگان ضمن تاکید بر اینکه ایرانیان استاد مذاکره هستند تصریح کرد که زمان برای حمله نظامی به ایران مناسب نیست. به گزارش روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت، "مئیر داگان"، رئیس سابق موساد در مصاحبه با با برنامه "60 دقیقه" شبکه خبری سیبیاس، مواضع خود را مبنی بر اینکه اکنون وقت حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران نیست، بار دیگر تکرار کرد.داگان قبلا نیز مخالفت خود را با تجاوز پیشدستانه تلآویو به ایران ابراز داشته بود و یکشنبه شب هشدار داد که اگر حمله در وقت خود صورت نپذیرد، منجر به نتایج فاجعهباری خواهد شد.داگان افزود: ایران میتواند با صدها بلکه هزاران موشک به حمله اسرائیل پاسخ گوید و این امر میتواند زندگی روزمره در اسرائیل را فلج کند. وی تصریح کرد که غرب برای محدود کردن برنامه هستهای ایران دستکم به سه سال دیگر زمان نیاز دارد.داگان تاکید کرد: "رژیم ایران بسیار منطقی است. منطق آن همچون ما یا غرب نیست اما من فکر میکنم منطقی است. من تردید ندارم که آنها به پیامهای هریک از اقداماتشان توجه دارند."رئیس سابق موساد در تبیین این منطق تصریح کرد که "ایرانیان استاد مذاکره هستند. افزایش قیمت نفت به نفع ایران است چرا که نفت اصلیترین منبع درآمد این کشور است... گزینه نظامی بر روی میز است و اوباما قرار نیست به ایران اجازه دهد که به کشوری هستهای تبدیل شود، من با توجه به تجربه خویش، به رئیسجمهور آمریکا اعتماد دارم."مئیر داگان اذعان کرد که حمله به ایران منجر به آغاز یک جنگ منطقهای میشود که مشخص نیست چگونه به پایان خواهد رسید. این حمله همچنین از آن جهت که باید به دهها سایت مختلف انجام شود، دردسرساز خواهد بود.رژیم صهیونیستی و غرب بر ادعای خود مبنی بر غیرصلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران اصرار میورزند حال آنکه ایران بارها بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود تاکید کرده است. چرخش گوی سیاست به نفع سوریههمزمان با سفر کوفیعنان بهعنوان نماینده مشترک سازمان ملل و اتحادیه عرب به سوریه برای مذاکره با مقامات این کشور درباره حوادث چند ماه اخیر سوریه، وزیر امور خارجه روسیه نیز در قاهره با وزاری خارجه اتحادیه عرب دیدار به گفتوگو کرد. لاوروف پس از این دیدار و آماده شدن یک طرح پیشنهادی برای حلوفصل مسائل سوریه اشاره کرد که به موجب آن، خشونتها از سوی تمامی طرفها پایان میپذیرد، اوضاع در سوریه تحت نظارت قرار میگیرد، کمکهای بشردوستانه به تمام سوریها انتقال مییابد و از مأموریت کوفیعنان حمایت و از هرگونه مداخله خارجی در امور داخلی سوریه خودداری میشود. ظاهراً اتحادیه عرب محتوای کلی این پیشنهاد را پذیرفته است. چنانچه این طرح به شکل رسمی پذیرفته و اجرا شود، ملت و حکومت سوریه به دستاورد بزرگی رسیدهاند و حتی چنانچه در مسیر پذیرش و اجرای آن سنگاندازی هم شود، نمیتواند آسیب چندانی به پایداری و مقاومت سوریها که در آستانه پیروزی قرار گرفتهاند، وارد کند. مقاومت ملت و حکومت سوریه در برابر توطئه بسیار پیچیده استکبار، صهیونیسم و حکام عرب که از ترس اینکه بیداری اسلامی آنها را به خواب ابدی فرود برد، وحشتزدهاند، تا حد قابلتوجهی مواضع برخی از دشمنان را تغییر داده تا آنجا که مدتی است از موضعگیریهای تند و خصمانه مقامات ترکیه علیه حکومت سوریه خبری نیست و روز گذشته نیز برخی مقامات اطلاعاتی نزدیک به اوباما گفتند سوریه دارای ارتش قوی و وفادار به حکومت است و نخبگان و سرمایهداران، کنار حکومت ایستادهاند و رجال حکومتی نیز در مناصب حکومتی پا بر جا هستند؛ بنابراین سرنگون کردن بشار اسد کار آسانی نیست. با باقیماندن اسد در قدرت، احتمالاً کشورهای غربی پس از مدتی سعی میکنند بهنحوی گذشته را توجیه کنند و چهبسا ترکیه هم تا حدی بتواند آن را جبران کند. رژیم صهیونیستی هم که موقعیت خودش را دارد؛ اما این مسئله مهم درباره برخی کشورهای عربی بهویژه قطر و عربستان متفاوت خواهد بود، نکته اساسی که چندی پیش امیر قطر هم به آن اشاره کرد؛ بنابراین بهترین راه و مناسبترین زمان برای جلوگیری از مسائل تلافیجویانه بعدی این است که از فرصت پیشآمده استفاده کنند و سریع وضعیت را به حالت گذشته بازگردانند! سال رفت مبارزه ماند
این روزها به هر طرف نگاه كنی و به هر چیز نظر افكنی گویا به «شاهد بازاری» تبدیل شده تا بگوید آفتاب سال 1390 به لب بام رسیده و چراغ عمر این سال در حال خاموشی و عقربه های ساعتی كه با شروع این سال در پی لحظات آن روان بودند در حال رسیدن به سكون ابدی هستند و این به معنای سپری شدن 365 روز است كه بازگشت و یا بازگرداندن آنی از آن هم میسر نیست. 33 سال است كه برجسته ترین ویژگی آغاز و پایان سال هر ایرانی در لابه لای هیاهوها و شادی هایش مبارزه با استكبار است. به شهادت 33 سال گذشته، ایرانی هیچ گاه به این نیندیشیده كه این ویژگی تا كی باقی می ماند و چون چنین اندیشه ای در وجودش جایی ندارد، مبارزه با استكبار بخشی از شخصیت و زندگی اش شده كه هر سال با نو شدن طبیعت، در طبیعت درونش نو می شود. این طور زندگی كردن چون هدف و معنا دارد و نمادها و نمودهایش با مزه های تلخ و شیرین و تصاویر زشت و زیبا و احساسات شادمانه و غمگنانه درك می شوند، عادت نیست، كه یك نوع حركت و پویایی معنادار است و چون وضعیت های مختلفش قابل ارزیابی و سنجش است، قابل تحمل و ادامه می باشد. مردم ایران سال گذشته را نیز مانند سال های پیش از آن آغاز كردند و مانند همان سال ها در حال به پایان رساندن آن هستند، اما این را خوب می دانند كه سال 90 ، سال 89 و یا 88 و یا 87 و یا ... نیست، نه به این دلیل كه آنها سپری شده و گذشته اند، به این دلیل كه در مسائل ایران و استكبار تغییراتی ایجاد شده كه در هیچ یك از آنها سال ها نبوده است، معنای این كلام این است كه هر سال تغییر و تحولات خاص خود را داشته و این خصوصیت سال 90 را هم شامل می شود. دشمنی استكبار در سال 90 ادامه یافت و اقداماتش علیه ایران تا حدی پیچیده تر و سخت گیرانه تر شد و در این بین، اتفاق بزرگی افتاد كه بر نوع تقابل ایران و استكبار تأثیر گذاشت و چه بسا بخشی از تأثیرات مهم آن در آینده آشكار شود. این اتفاق بزرگ به حركت درآمدن كاروان «بیداری اسلامی» بود كه موجب شد استكبار پس از 33 سال دوباره آنچنان بلرزد كه در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 57 لرزید. «بیداری اسلامی» نشانه آن بود كه تلاش ها، هزینه و تبلیغات دشمن برای بدنام، منزوی و بی خاصیت كردن اسلام بی نتیجه مانده است و قدرت بیداركننده اسلام پابرجا و در جریان است و هر لحظه ممكن است در جایی خود را نشان دهد. اضافه شدن این حركت نیروزا به قدرت توسعه یافته اسلامی كه جمهوری اسلامی مبلغ و مروج آن است، دشمن را برای ضربه زدن به ایران به تكاپوی بیشتر واداشت، اما ضربه زدن به ایران به علل و دلایل مختلف كار آسان و كم هزینه و بی خطری نبود. اینكه تحولات منطقه به سود ایران باشد و برخورد با ایران هم آنچنان هزینه بر باشد كه دشمن از آن فاصله بگیرد و با وجود فشارهایی كه بر او وارد می شود، نتواند دست به كاری بزند كه از بار فشارها بكاهد، دشمن را به شدت عصبانی كرده بود؛ از این رو در كنار راه ها و ابزارهای فرعی فشار بر ایران، بر روی دو عامل اصلی سرمایه گذاری كرد: تشدید تحریم های اقتصادی؛ دشمن به دو علت این عامل را برگزید. یكم اینكه گمان می كرد تأمین نیازهای یك جمعیت هفتاد و پنج میلیونی برای مسئولان ایرانی بسیار سخت است و در صورت تشدید تحریم ها نمی توانند نیاز مردم را تأمین كنند و در نهایت مجبور به انعطاف می شوند و دوم اینكه آنها،هم دست به اقدام زده اند و خودشان را در برخورد با ایران فعال نشان می دهند و هم اینكه از پیامدهای بسیار خطرناك راه های دیگر برخورد با ایران مصون می مانند. این مسئله زمانی جدی شد و اهمیت یافت كه سران استكبار با تمام وجود به بی حاصل بودن ابزار برخورد پرخطر مانند جنگ پی بردند و بحران اقتصادی مانند هیولایی كه آماده بلعیدن سرمایه های غرب است، چهره كریه و بی رحم خود را به آنها نشان داد و حاضر نیست به این زودی ها دست از سر غرب بردارد. درباره وبلاگ:![]() آرشیو:طبقه بندی:آخرین پستها:پیوندها:پیوندهای روزانه:صفحات جانبی:نویسندگان:ابر برچسبها:آمار وبلاگ:The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|